عبد المحمد آيتى

195

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

حكومت منصوب شد تا نگذارد كه مقاطعان بر رعايا ستم روا دارند و الحق در آنمدت از عهدهء وظيفه خود نيكو برآمد . احوال ملوك مصر و تصاريف ايام ايشان تا سياق اين اقوال در سال 690 ملك منصور سيف الدين قلاون معروف به الفى پس از هيجده سال پادشاهى وفات يافت و پسرش ملك اشرف « 1 » به جاى او نشست . در اوايل كار ، قصد تسخير قلعهء طرابلس را كرد و اين قلعه را كه در تصرف پادشاهان فرنگ بود در مدتى كمتر از دو ماه بگرفت و آن را با خاك يكسان ساخت و بر كنار نهر ، شهرى به همان نام بنا نمود و اكنون اين شهر مسكن مسلمانان است و قلعه‌اى استوار دارد . پس از تسخير طرابلس قصد عكا كرد . عكا قلعه‌اى بود سخت استوار و بيش از دويست هزار از كافران آنجا مجتمع بودند و از سالهاى دراز خزانه‌هاى آن از نفائس اموال آگنده گشته بود . نيمى از آن در دريا و نيمى ديگر بر ساحل بنا شده بود از سوى ديگر كه خشكى بود خندقى عميق داشت . [ 351 ] دروازه‌اى ساخته از ميله‌هاى آهنين داشت كه وزن آن سه هزار من بود و به وسيلهء جرّثقيل آن را برمىكشيدند و فرو مىگذاشتند . ملك اشرف لشكرى بزرگ فراهم ساخت كه از آن جمله سيزده هزار مماليك خاص بودند با هفتصد اسب جنيبت از چپ و راست روان . چون نزديك عكّا رسيد ، مردم آن به قلعه پناه بردند و منجنيق‌ها نصب كردند و از هر طرف نبردى سخت درگرفت . تا روزى كه اهل عكّا اسيرى از مسلمانان را در منجنيق گذاشته به خارج پرتاب كردند چنان كه جسد آن بيچاره متلاشى شد . ملك اشرف از مشاهدهء آنحال سخت برآشفت و سوگند خورد كه تا عكّا را با خاك يكسان نكند دست از جنگ نكشد . پس حكم فرمود تا نقب‌ها زدند آنچنانكه از زير خندق گذشتند و به زير بارو رسيدند آنگاه ستون‌هاى چوبى در آنها نصب كردند و آن ستونها را با طنابهايى به هم بستند تا چون اشارت رود ستونها را بكشند و بارو فرو ريزد . نيز فرمود تا خانه‌هايى به شكل مكعب مستطيل از چوب ساختند و از اندرون نردبامها نصب كردند و بيرون آن را جهت محفوظ ماندن از آسيب سنگ و تير در پوست گاو گرفتند و گروهى از كمانداران و نفطاندازان را گزين كرده در آنها گماشت و نيز گفت تا هر سپاهى يك توبره خاك در

--> ( 1 ) - صلاح الدين خليل ملقب به الملك الاشرف