عبد المحمد آيتى
178
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
لشكرى مطيع او شدند . او بر لشكر نكودر اعتماد فراوان داشت شجاعت و پردلى و صيت اسلامپرورى او همهجا را بگرفت . براى تقويت اسلام رنج فراوان كشيد . رسم او آن بود كه هنگام لشكركشى روز و شب خيمه برپا نمىكرد و همچنان در زير آسمان مىنشستند يا مىايستادند [ 315 ] و بيشتر شب هنگام دست بحمله مىزد . نوروز بر اين جمله مدتها ببود و هرچندگاه لشكرى به خراسان مىفرستاد و آشوبى برپا مىكرد . تا سال 694 كه از جانب قيدو در خطر افتاد . در اين هنگام با اورنگتمور كه ميانشان خويشاوندى بود همپيمان شد كه به مدد يكديگر حوالى آب آمويه را از لشكر قيدو پاك گردانند و اسلام را شايع سازند . اين راز فاش شد و سلسلهء مراوده ميان آنان به كلى بگسست . نوروز بر لشكر ياساور زد و جنگى سخت درگرفت . هرچند نوروز در آن روز ، خود حملههاى سخت كرد ولى چون سپاه دشمن بر آنان فزونى داشت تاب مقاومت نيافت و اكثر سپاه او پياده ماند و ناچار عقب نشست و به هرات آمد و فرمانها به نام شاهزاده اورنگمتور به اطراف مىفرستاد و نوروز سوزبدين « 1 » بر آنها رقم مىزد . چون بار ديگر نيروئى يافت نيشابور را محاصره كرد و اهالى نيشابور امان خواستند . در اين گيرودار برخى اورنگمتور را از او ترسانيدند كه روزى ترا نيز خواهد كشت و پارهاى ديگر نوروز را از اين امر آگاه كردند پس ميانشان جدائى افتاد و اورنگتمور با لشكر خود مراجعت كرد . نوروز از سر دورانديشى ساتلمش را نزد شاهزاده غازان فرستاد و پيغام داد كه اين جدال و آويز را چه فايده . اگر شاهزاده به من عنايتى فرمايد خدمت واجب دارم . [ 316 ] غازان خان عذر او بپذيرفت و فرمانى مبنى بر دلجوئى او به دست پيش - بوقاايلچى بفرستاد . نوروز بيك عزم غازان نمود و در نزديكى قصبهء يغشو كه مغولان آن را مرى شبورغان گويند ملاقات حاصل شد و مورد الطاف شاهزاده قرار گرفت و بدون واسطه به خلوت نشسته مشاورت آغاز نهادند . امير نوروز پيشنهاد كرد به شرط آنكه شاهزاده غازان اسلام بياورد او تا زنده است راه بندگى سپرد . غازان او را مورد ملاطفت خود قرار داد و لشكر او را كه در جنگ با ياساور شكست خورده و پياده مانده بود خلعت و اسب و علوفه داد . پس وحشت از ميان برخاست و صلح و صفا جايگزين آن شد .
--> ( 1 ) - چ : نوروز سوريندين