عبد المحمد آيتى
161
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
او را برداشتيم و خود عهدهدار امر سلطنت شديم . و بايد همهء وظيفهها كه پدران ما مقرر داشته بودند بر قاعدهء خود اجرا گردد و به مستحقان آن داده شود و ارباب مذاهب مختلف همه از تعرض مصون هستند و اوقاف مسلمانان از ماليات معاف است . آنگاه طغارجانوئين را منصب امير الامرائى داد و زمام مال و ملك و سپاه را به دست او نهاد و قنجقبال و توكال و توداجو و لكزى گوركان و چچاك را زير دست او ساخت و جمال الدين دستجردانى منصب حكومت و تصرف در مال يافت . آنگاه لقب صاحبديوانى را به وزارت بدل ساخت . و مملكت را به چند بخش كرد و هر يك از اميران را به بخشى فرستاد و به شيوهء عصر آباقا جان در ناحيهء خود از هر حيث مستقل شدند . بغداد و همهء توابع آن را به توداجو داد و روم و دياربكر و مضافات آن را به طغاجار نوئين واگذاشت و امور عراق عجم و لرستان و لواحق آن را به طولاداى ايداجى مفوّض كرد و قنجقبال را بر شيراز و شبانكاره حاكم گردانيد و چوم ملك اسلام شيخ جمال الدين هنوز در اردو توقف نموده بود شيراز را از دريا و خشكى بر قاعده زمان كيخاتو خان به مقاطعه به او دادند و حكم كرد تا دشمنان او را گرفته به وى تسليم كنند . او نيز عازم شيراز شد و در مقدمه رسولان فرستاد و به فرمان ايلخان ، عز الدين مظفر را كه در عهد كيخاتو به جمعآورى خراج چند ساله آمده و قورميشى گوركان را جهت استحكام امر خود آورده بود ، دستگير كرد و مطالبه آغاز نهاد چنان كه در جاى خود بيايد . بايدو خان سلطنت كرمان را به شاهزاده كوردوچين داد و چون اين سرزمين از مشاهير ممالك ايران است و پادشاهان آنجا پيوسته بزرگ و عزيز بودهاند در اينجا از تاريخ آن ديار سخنى بميان مىآوريم . ذكر سلاطين كرمان برحسب حال اين كتاب [ 285 ] در عهد سلاطين ديلم بوقتى كه عزّ الملوك ابو كاليجار « 1 » المرزبان بن سلطان الدولة بن بهاء الدولة بن عضد الدوله بر كرمان و فارس حكومت مىكرد و تختگاهش شيراز بود ، يكى از فرزندان ديلم به نام بهرام بن لشكرستان بن دكى از طرف او در كرمان حكومت يافت . عماد الدوله قاورد بن جغرى بيك داود بن ميكائيل بن سلجوق كه در فرمانها طغراى سلطنتش را قزل ارسلان بن چغرى بيك رقم زدهاند ، قصد گرفتن آن سرزمين كرد و با لشكرى از تركان در حركت آمد . بهرام با فوجى از ديلم در برده سير
--> ( 1 ) - در نسخهء چاپى و عكس همهجا كالنجار است .