عبد المحمد آيتى
160
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
بايدو خان « 1 » [ 282 ] چون اميران كيخاتو خان را هلاك كردند طغارجار نوئين و ديگر امراء به خدمت بايدو پيوستند به خانيت او دستخط دادند . از اطراف نيز پادشاهزادگان و خاتونان و لشكريان به سوى او روى آوردند . ابتدا آقبوقا و تماچى و سرتاق را كه از خاصان كيخانو بودند به فرمان بايدو هلاك كردند . آنگاه طايجو را احضار كردند و سخن پرسيدند . بايدو او را گفت : كيخاتو خان ترا آنهمه قربت و مكنت داد تا تو او را روزى به كار آيى ولى تو در هنگام شدت يك لحظه پايدارى نكردى . ديگرى از تو چه توقع دارد . پس با اين بيان او را نيز بكشت . حسن را هم به همين گناه موأخذت كرد ولى او را بخشيد . ايتطغلى را كه در آلاطاغ به فرمان كيخاتو خان بر او مشت زده بود ، حاضر كردند و در پاسخ آنكه آن بىادبى چرا كرد ؛ گفت : آن روز كيخاتو بر تخت خانيت بود اگر حكم به قتل هم داده بود اطاعت مىكردم و [ 283 ] امروز بندهء پادشاه هستم . اگر بر من منت نهد و جانم ببخشايد هرچه فرمايد مطيع و منقادم . پادشاه جواب او را بپسنديد و او را مورد ملاطفت قرار داد و به خدمتى كه تا پايان بر سر آن بود منصوب فرمود . پادشاه در ماه جمادى الاولى از همان سال « 2 » در حدود همدان بر تخت خانيت جلوس كرد و مجلس جشنى پرشكوه برپا ساخت [ 284 ] . سپس فرمانهائى به همراه رسولان به اطراف ممالك فرستاد كه چون كيخاتو خان از آداب كشوردارى اعراض كرد و ياساى چنگيزخانى دگرگون ساخت به اتفاق برادران كوچك و بزرگ و خاتونان و اميران
--> ( 1 ) - بايدو بن طراغاى بن هولاكو خان بن تولى بن چنگيز خان ( 2 ) - يعنى سال 694 .