عبد المحمد آيتى
153
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
توفيرات چند ساله مقرر است و بايد در مدت ده روز آن را ادا كند . ملك اسلام به جهت حفظ شرف و آبروى خود سى هزار تومان ( يعنى سيصد هزار هزار دينار ) از دارائى خاص خود تسليم كرد ولى در همان نزديكى فرمان ديگرى مبنى بر اظهار ملاطفت و ابطال آن مطالبه برسيد . در ذيقعده سال 692 حسن و طايجو و دولتشاه و جمعى از معاريف تبريز در شكارگاه اهر سخنچينى آغاز كردند كه صاحبديوان صدر جهان اموال ممالك را صرف امور خود مىكند و در اين راه اسراف مىورزد و مصالح پادشاه و علوفه و مخارج زنان حرم را مهمل مىگذارد و در خزانه هيچ نقد و جنس نمانده از هشتاد تومان ( يعنى هشتصد هزار دينار ) كه اصل مقاطعهء تمغاء تبريز و اعمال آن است زياده از سى تومان ( سيصد هزار دينار ) به خود اختصاص داده و آن را به حوالهء شخصى و يا به قرض خود داده است . ايلخان سخن مدعيان را دربارهء صدر جهان قبول نكرد و چون صدر جهان به خدمت نائل شد با گشادهروئى و خوشزبانى هرچه را مفسدان گفته بودند با او در ميان نهاد و ايشان را با زن و فرزند و دارائى به او بخشيد تا هرچه خواهد با آنان بكند و فرمان داد كه هر كس از اين پس بر ضد او سخنى گويد ناپرسيده طعمهء شمشير گردد . صاحب ، سخنچينان را چندى محبوس داشت و سپس ايشانرا بخشود . آنان نيز به گناه خود معترف شدند و پوزش خواستند . كيخاتو پس از اين واقعه فرمانى صادر كرد كه از آب آمويه تا مصر در قبضهء حكومت صدر جهان است و همهء اميران و شحنگان از شغل خود معزول مىشوند تا هر كس را كه او بخواهد بر هر كارى كه شايستهء آن باشد بگمارد و از امروز هر كس كه نوشتن مىتواند بايد از درگاه خاتونان و اميران كرانه جسته در زمرهء خدم صاحبديوان درآيد [ 270 ] و شاهزادگان و اميران حق ندارند بىاجازت صاحب به كسى مواجب يا اقطاع دهند ، آنگاه در مقام اهر حكم اين فرمان به خواص رسانيدند و از آنجا به اطراف ممالك فرمانها نوشتند با رسولان چابك بفرستادند . شگفت آنكه با همهء نفاذ امرى كه داشت ، جلال الدين سروستانى - كه در عهد ارغون خان دو سه ولايت را به مقاطعه گرفته بود و به علت آنكه نتوانسته بود مال ديوانى را به خزانه برساند مدتها محبوس بود - تا شايد راه خلاصى براى خود بيابد چارهاى انديشيد . حكايت آنكه : چند بار به ايلخان نامه نوشت و از او طلب عفو كرد روزى در يكى از نامههايش بعرض رسانيد كه از آغاز صاحبديوانى صدر جهان تا امروز يك هزار