عبد المحمد آيتى

152

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

دشمنى سپرده بود به مراحم خود بنواخت و به حكومت يزد بازفرستاد . [ 268 ] ايلخان در شهوات حريص بود . راه هتك و دست‌درازى به نواميس پيش گرفت . بر پسران و دختران دست يازيد . حتى هنگامى هم كه بر سرير ملك بود هرچه را در خلوت كرده بود با لذتى تمام باز مىگفت و بدين سبب در امور كشور كمتر مداخله مىكرد و صاحبديوان مالك بر مال و ممالك شد و بدون مشاورت اميران يا مراجعه به رأى ايلخان هر كار كه مىخواست مىكرد در همان آغاز كار ، همهء اميران و شحنگانى را كه به اطراف ممالك رفته بودند معزول كرد و نام حسن و طايجو را از مكتوبات بينداخت و ايشان را از تصرف اينجو معزول كرد و اينجو را بر « دلا » بيفزود و آن امتياز از ميان برداشت . پس اينجو و دلاى فارس را از آغاز سال 692 به مدت چهال سال به مبلغ چهار هزار تومان « 1 » ( يعنى چهل هزار هزار دينار ) بر شيخ الاسلام جمال الدولة و الدين ابراهيم بن محمد الطيبى كه مردى هم متقى و هم توانگر بود مقرر داشت و اخراجات مقررى را تنقيح كرده هر سال به مبلغ صد و چهارده تومان ( يعنى هزار هزار و صد و چهل هزار دينار ) مقاصات و مؤامرة با آل داد . شيخ الاسلام جمال الدين پس از انواع نواخت‌ها از ايلخان لقب ملك الاسلامى يافت و به او اجازه داده شد كه بر درگاهش سه نوبت زنند . نواب ملك اسلام مال مقاطعهء يك سال بسبيل تقدمه با چند سوغات و عراضات و تكلفات خاصهء پادشاه و خواتين و امراء حضرت ، تسليم كردند تا هنگام جمع‌آورى در اثر آمد و شد ايلچيان براى رعاياى تنگدست زحمتى ايجاد نگردد . و نيز مقرر شد كه چون مال بسبيل ضمان در تصرف او است با سقاقان و كتبه دار الملك و شحنگان و نوّاب را براى گردآوردن مال به اعمال و نواحى نفرستد و از ملك اسلام و نائبان او به واسطهء استقبال امراء بزرگ و رسولان شاه مالى مطالبه نكنند تا اهالى شيراز در امن و آسايش شدند و دست ظلم و تعدى عمال دولتى از سرشان كوتاه گرديد . در عقب نوّاب ملك اسلام ، قزغان ايلجى به تحريض عز الدين مظفر عميد كه مشير و وزير صاحبديوان بود به شيراز رسيد و فرمانى آورد كه صد تومان زر ( يعنى هزار هزار دينار ) و يكهزار و پانصد من مرواريد [ 269 ] بر عهده ملك اسلام جمال الدين از باقى مقاطعهء بحر و برّ و

--> ( 1 ) - چ : يكهزار تومان