عبد المحمد آيتى
151
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
پذيرفتند . پس صدر الدين را مقام صاحبديوانى داد و او را به لقب صدر جهان ملقب ساخت و آل زرين و توق و گورگاى با ده هزار سپاهى به دو داد و نيز فرمان داد كه هيچ يك از شاهزادگان و اميران در مال تصرف نكنند و شكايت از او نياورند . و از راى او كه عين صواب است عدول ننمايد و صدر جهان در نفاذ امر و علو شأن به پايهاى رسيد كه كس بدان پايه نرسيده بود . [ 266 ] نويسنده را در مدايح او به پارسى و تازى قصائد و قطعات بسيار است و چند رساله از جمله بديع الربيع و مقالات نرد و شطرنج را به نام او نوشته است . ايلخان كيخاتو برادر صدر جهان قطب الدين احمد را منصب قاضى القضاتى داد . و اوقاف و بيت المال و صدقات و امور شرعى و مصالح دينى را به او واگذار كرد و او را به لقب قطب جهان ملقب ساخت و در هر ملكى نائبى نصب فرمود و كار آش بزرگ و علوفهء سپاه به حكم فرمان و مشاورت صاحبديوان بر صاحب اعظم فخر الدين ايداجى مقرر گرديد . ولى او از اين شغل معذرت خواست و گفت مدت سى سال است كه بدين كار اشتغال دارد و در اين مدت نه تنها چيزى براى خود نيندوخته بلكه مقدارى نيز وام برآورده است . ايلخان سى تومان زر ( يعنى سيصد هزار دينار ) به او عطا كرد تا وامهاى خود را بپردازد . پس از ترتيب امور مملكت به كار رعيت پرادخت و باب كرم و سخا بگشود چنان كه بعد از اوكتاى قاآن « 1 » از خاندان چنگيز به سخاوت و كرم چون او نيامده است . بسيار ديده شد كه به زنى سيصد هزار دينار صله داد و هداياى ملوك را پيش از آنكه بگشايد به زن يا دخترى مىبخشيد و يا بر امراء و غلامان بخش مىكرد . هرچند اطرافيان كار او را بر اسرافكارى حمل مىكردند او وقعى نمىنهاد . [ 267 ] در آغاز سلطنت از روحانيان مغول پرسيد چرا مدت سلطنت ارغون خان اندك بود ؟ گفتند : به اين علت كه در قتل شهزادگان و عموم اميران و سپاهيان افراط كرد . پس او در زمان حكومتش بر قتل كسى اقدام نكرد . از دلايل بخشندگى او يكى آنكه چون افراسياب لر با آنهمه عصيان كه كرده بود نزد او آمد ، از گناهش نام نبرد و مملكت لر را بقاعده پيشين به دو واگذاشت و نيز چون افراسياب ، قزل و برادرانش نصرت و على ملكشاه را بقتل آورد وقتى ايلخان از او بازخواست كرد ، گفت كه ايشان دشمن من بودند به جنگ من آمدند و كشته شدند . عذر او بپذيرفت و اتابك يوسفشاه يزد را نيز كه آنهمه راه
--> ( 1 ) - اوكتاب قاآن بن چنگيز خان