عبد المحمد آيتى
129
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
دنبالهء سلطنت ارغون خان [ 229 ] موضع ذكر : چون ارغون خان ، صاحبديوان را - خداى باران رحمت خود بر او ببارد - بقتل آورد ، بوقا كه در اين راه فتنهها كرده بود به حكم فرمان از آب آمويه تا حدود مصر را كه قريب هزار فرسنگ باشد در قبضهء حكومت آورد و ايلخان او را لقب جنكسانك داد و فرمان شد كه تا نه گناه بزرگ از او سر نزند به محكمه حاضر نشود و كسى از او جز پادشاه سخن نپرسد و بدون آل تمغاء « مهر قرمز » او هيچ حكمى را نپذيرند و نوشتههاى او را اگرچه به مهر ايلخان نرسيده باشند اطاعت كنند . جلال الدين ملك سمنانى و حسام الدين قزوينى و فخر الدين مستوفى به عنوان نيابت و دبيرى ملازم درگاه او شدند . بوقا خود تركى ترسناك و با هيبت و عادل و با سياست بود . چنان كه يكى از اصطبليان را به علت برداشتن سيبى از دكانى به دو نيم زد . [ 230 ] چون ارغون خان سلطنت خود را در اثر كوشش او مىدانست جز نام خانيت همهء عنوانها به دو داد و امور سپاه و احوال خاتونان حرم را نيز به مصلحت او واگذار كرد . و اين امر سبب حسد و كينهء ديگران شد ولى مخالفان او كه از بيم ارغون قدرت تعرض نداشتند ، منتظر فرصت نشستند . آنچه موجب تغيّر حالت بوقا شد قضيه اينجوى فارس بود . چه فخر الدين حسن رحمه اللّه كه از كبار سادات شيراز بود در زمان اباقا خان مدتها سمت ملازمت ارغون را داشت . در آن زمان به گوش او خوانده بود كه املاك بسيار از اعمال شيراز ، ملك جد او قاضى القضاة السعيد شرف الدين بوده كه از دختر عضد الدوله بطريق ارث يافته بود . ولى اتابك ابو بكر آن را در حوزهء ديوان گرفت و حق سادات را غصب كرد . سيد فخر الدين براى اثبات مدعاى خود اسناد و قبالهها از عهد عضد الدوله عرضه داشت و گفت اگر اين