عبد المحمد آيتى
116
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
تصرف شهر را در عهدهء خود نمىديدند كربال را غارت كردند و پسران و دختران روستائى مغول و مسلمان را كه در اثر طول همجوارى ميانشان ازدواج واقع شده بود برده ساختند و با گله و رمه بسيار عازم ديار خود شدند . در اثناء مراجعت ، مسلمانان بردگان مسلمان را مىخريدند و آزاد مىكردند . روز ديگر كه عيد فطر بود ، مردم به ميدان جنگ رفتند تا كشتگان خود را دفن كنند . اجساد كشتگانى كه بدست آمد زياده از هفتصد تن جوانان نوخاسته بود . اينان در همان حملهء اول شهيد شده بود . در آن بهار از خون كشتگان بىگناه لالهزار بشكفت . [ 203 ] بار ديگر در سال 680 لشكريان نكودار مراجعت كردند و اطراف گرمسيرات را تا منتهاى دشتستان و سواحل و ولايات غارت نمودند و زن و فرزند مسلمان را برده ساختند و رمه و مواشى تركمانان و سواحلنشينان را براندند و كشتارى بىباكانه كردند و با غنائم بسيار روانهء سيستان شدند . تا آخر عهد ارغون خان زمستان كه مىرسيد مردم از خروج آنان بوحشت مىافتادند و به عمارت برج و بارو مىبرداختند و هر بار مبالغ هنگفتى مال ديوانى در راه تهيهء ابزار جنگى صرف مىشد و دهقانان مردم شهر را پناه مىدادند . اين بيم و هراس آنچنان در دلها ريشه گرفته بود كه مدتها به آن مثل مىزدند و خوانندگان و نوازندگان اشعار آن را با دف و نى مىخواندند . درواقع مغولان در دلاورى و آگاهى از فنون نبرد در جهان بىهمتايند [ 204 ] در روز قدرت با دلى جسورند و در زمان نايافت با نفسى صبور . چنانكه گوئى آيت جهانگيرى بر اين طايفه نازل شده است . پس اطاعت احكام ايشان و اجتناب از طغيان بر ضد آنان براى حفظ خان و مان عقلا لازم است . تتميم حكايت فارس در سال 678 به فرمان اباقا خان بار ديگر سوغونجاق نوئين جهت تحقيق محاسبات و تحصيل بقاياى متوجهات از شيراز و توابع آن از بر و بحر برسيد . او به همهء مردم وعدهء عدل و انصاف داد و الحق اميرى عادل و زيرك بود . پرسشهايش همه از روى عقل و حذاقت بود . از دلائل زيركى او يكى آنكه : روزى در خدمت او دو شخص حاضر شدند ، يكى گفت من در راه كهنه پارهاى يافتم در آن سى و سه دينار بود اين شخص منادى كرد كه