عبد المحمد آيتى
115
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
چوب سد كردند . پس لشكرى از مغول و شول و تركمانان و كردان از ساير مردم متوجه كربال شدند . بدين پندار كه آن اخبار را حقيقتى نباشد و آنان تا سرحد كرمان بروند . و چون كرمان تختگاه سلطنت است بايد آنچنان زينت و ترتيبى با خود داشته باشند كه فراخور مقام پادشاه و امراء او باشد . پس با خزانهء تمام و اسباب سفر از فراشخانه و مطبخ وزرادخانه و لباسهاى گرانبها و غلامانى زيبا و آراسته روان شدند . چون به كربال رسيدند شب هنگام طلايهداران برسيدند و گفتند كه ياغيان در مسير يك روز راهند [ 200 ] و چون شب بپايان رسيد خبر وصول سپاه دشمن آوردند . نزديك تنگ شكم ميان دو لشكر ملاقات واقع شد . برخى از امراء موافق بودند كه از نهر بايد عبور كرد و ناگهان بر سپاه دشمن زد و برخى ديگر مىگفتند بهتر است در اين سوى نهر بمانيم تا بر عدد سپاه دشمن بدرستى واقف شويم . ولى شحنگان و اميران لشكر كه همگى مست بودند يكباره و بدون انديشه از آب گذشتند و پل را خراب كردند چنان كه عبور بيش از يك سوار از آن ممكن نبود . ناگاه از تنگنائى پانصد سوار بيرون جستند و حال آنكه باقى در پس كوه كمين گرفته بودند . لشكر اسلام كه كثرت خود و قلت آنان را مشاهده كرد بدون آنكه از حيله آگاه باشد حمله آورد . بناگاه ياغيان ديگر از عقب رسيدند و لشكر اسلام را در محاصره گرفتند و گروه كثيرى را به تير و شمشير كشتند . اگر كسى مىكوشيد كه با اسب از نهر بگذرد بىدرنگ تيرى بر كتفش مىآمد و در آب سرنگون مىشد . محمد بيك و توتياق شحنگان شيراز در ميان نهر هلاك شدند ولى بولوغان با سيصد سوار خود را بر جناح راست ياغيان زد و از آب گذشت و تا اصفهان توقف نكرد . ساير افراد سپاه نيز به هر طرف پراكنده شدند . [ 201 ] در اين جنگ آنقدر غنيمت به دست دشمن افتاد كه به حساب آن بدشوارى توان رسيد . لشكر نكودار هيچ تجملى نداشت چنانكه امراء صده لباس از كرباس و ركاب از چوب و خفتان از پوست يا نمد داشتند . [ 202 ] سپاهيان نكودار قتل و غارتكنان به شيراز روى آوردند . در يك شب سى فرسنگ را طى كرده بامداد به قراء بالائى شيراز رسيدند و سه هزار اخته از آن مغول و ساير حكام و طوايف در پيش كردند ولى اسبان لاغر را در بيابان رها مىنمودند . مردم شيراز از بالاى بامها به آن احوال مىنگريستند . شبانگاه مردم سلاح پوشيده با لشكريان به حفاظت شهر پرداختند و بر دروازهها و باروها شمعها و مشعلها افروختند . ياغيان كه