عبد المحمد آيتى

114

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

تجارت از خاوران تا قيروان روان بود و با آنكه به آغاز پيرى رسيده بود اين شهرت و وجاهت در حضرت خانان سبب شد كه تركان همشيرهء پادشاه خاتون را به نكاح خود درآورد . در سال 676 ممالك فارس را منفردا صاحب مقاطعه شد و پس از دو سال به علت آن كه حاكمان بلوكات ، وصول ماليات‌ها را به عهده مىگرفتند ولى پرداخت آن را به تعويق مىانداختند [ 198 ] تمامت اندوخته‌هاى خود را بر باد داد . بعضى را به وام يا مساعده به حكام شيراز داده بود و جز قباله‌ها و اسناد بىبها چيزى به دست نداشت و بعضى را در امور خير و صدقات و مبرات و تعهدات صرف كرد . از جمله آثارى كه از او باقى است فتح‌آباد است در مصلّاى شيراز كه صد هزار دينار خليفتى آنجا خارج كرد . اكنون كه سال 699 است در بيغوله انزوا است . چاشت و شامى به كمك بنده‌زادگان خود مىيابد . از اين‌رو پدرم كه در سراچهء جنات نعيم ، بلذات انس مقيم محفوظ باد - بر سبيل اندرز مىگفت كه عاقبت كار دبير وخيم بود . عجب اين است كه در مدت عمر خود نديده‌ام و در جائى نيز نخوانده‌ام كه دبيرى به مقام ولايت رسيده باشد و حال آن‌كه صد هزار بزاز و خراز و قصاب و خباز درجهء اوتاد و ابدال يافته‌اند . چه پيشه اينان آنچنان نيست كه دل و جوارحشان با هم به كار مشغول بود . اگر جوارح به كار مشغول دارند دل و زبان ذكر و تهليل پروردگار تواند كرد . بر خلاف محاسب و دبير كه تا دل و دست و زبانش را به كار ندارد از عهدهء شغل خود برنيايد . آرى بيچاره كسى كه بضاعت او فضل و هنر است و معاش از شغل ديوان كند و مسكنش دار الملك شيراز باشد . ذكر هجوم لشكر نكودار به فارس [ 199 ] در اواسط زمستان سال 677 قاصدى از كرمان برسيد و خبر هراس‌انگيز لشكر نكودار را - كه خداى همهء ايشان را در دوزخ خود جاى دهد - آورد و گفت از سيستان به طرف فارس سرازير شده‌اند و مردم كرمان به قلعه‌ها پناه برده‌اند . از آن پس پى درپى اخبار ترس‌آور ديگر مىرسيد . امرا به جمع‌آورى لشكر مشغول شدند و به تهيّه سلاح پرداختند و مردم شهر را به مرمت بارو و نصب منجنيق‌ها و ارّاده‌ها وادار كردند ، دروازه‌هاى شهر و درب‌هاى محلات را استوار كردند . و راه‌هاى بازارها و كوچه‌ها را با