أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
52
تجارب الأمم ( فارسى )
ايشان رسيد كه بايد مقتدر و مادرش به « دار ابن طاهر » روند ، اين گروه در ميان خود گفتند : چرا ما فرمانروائى را بدين سادگى رها كنيم ؟ چرا خودمان را براى دفاع از اين كابوس ، آماده نكنيم ، شايد خدا گشايشى دهد . پس بر آن شدند تا با گروهى كه دارند در « شذا [ 1 ] » ها بنشينند و به سوى بالا روند ، كلاهخودها و زرهها بر تن كرده ، جنگ افزار گرفته به سوى « دار المخرم [ 2 ] » به بالا رفتند ، چون به نزديكى آنجا رسيدند كسانى كه بر كرانهء دجله بودند گفتند : شذاهايى كه از دار السلطان گسيل داشته شدهاند فرا رسيدند ! ترس در دل ايشان افتاده * هنوز شذاها نرسيده ، جنگ نشده ، پا به گريز نهادند . عبد الله بن معتز با وزيرش محمد بن داود بيرون آمد . پردهدار او « يمن » با شمشير آخته فرياد مىكشيد : مردم ! براى خليفهء [ 3 ] خودتان دعا كنيد [ 4 ] ! ايشان بدين انديشه كه سپاه پيرو آنان بيرون خواهد آمد ، به سوى سامره به راه خشكى رفتند ، تا در آنجا پايدارى كنند ، ولى هيچكس به دنبال ايشان نيامد . چون محمد بن داود چنين ديد ، نزديك خانهء خود از چارپا پياده شد و پنهان گرديد . عبد الله بن معتز نيز در جاى ديگر پياده شد و از
--> [ = ] با مونس ( خ 5 : 89 ، 207 ) بر سر آذربايجان و فارس و پشتيبانى ابن فرات از ايستادگى آذربايجانيان به رهبرى يوسف بن ديو داد بن ابو ساج در سالهاى 304 تا 307 ه ديده مىشود ، كه پس از بر كنار و زندانى شدن ابن فرات در 306 ه به شكست آذربايجانيان مىانجامد ( خ 5 : 113 - 118 ) در سال 312 ه نيز هنگام كشاكش مقتدر با ابن فرات ، سنيان بغداد را تحريك كرده ، ابن فرات را قرمطى بزرگ ناميده ، شوريدند و او را كشتند ( خ 5 : 238 ) . [ ( 1 - ) ] M : نوعى قايق نهرى - ص 47 پانوشت 3 . [ ( 2 - ) ] M : پايگاه كودتاى ابن المعتز - ص 50 پانوشت 3 . [ ( 3 - ) ] M : مشكويه در اين كتاب خليفه را « سلطان » مىنامد ، اين بار نيز كه واژهء خليفه را آورده . از گفتهء غلام ابن معتز است . بار ديگر نيز در خ 5 : 68 ، 82 ديده مىشود كه همه از گفتهء ديگرانست . [ ( 4 - ) ] M : ابن اثير گويد : غلام ابن معتز فرياد مىكشيد : اى مردم براى خليفهء سنى بر بهارى خود دعا كنيد . . . و اين نشان مىدهد كه خليفه ناچار بود براى خوشايند تودهء مردم گنوسيست بغداد ، خود را يك سنى گنوسيست ، پيرو و بر بهارى ( - خ 5 : 413 پانوشت ) نشان دهد نه سنى سلفى .