أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

53

تجارب الأمم ( فارسى )

دجله به پائين رفته ، در خانهء ابو عبد الله بن جصاص ، به او پناهنده شد . مردم بغداد سراسيمه گريخته ، به چپاول و آشوب و كشتار دست زدند . محمد بن عمرويه فرمانده پليس [ 1 ] سوار شد ولى مردم با او جنگيدند ، زيرا از بزرگترين ياران عبد الله بن معتز بود و ناچار بگريخت و همانروز مقتدر ، مونس خازن [ 2 ] را به جاى وى گمارد . روزى كه عبد الله بن معتز از خانه‌اش بيرون رفت ، ابو الحسن على بن عيسى و محمد بن عبدون نيز با ديگران بيرون رفته در خانهء يك سبزى فروش پنهان شدند ولى مردم فهميده ايشان را دستگير كرده به برخى خدمتگزاران مقتدر * كه از آن راه مىگذشتند داده ، آن دو را بر استرى برهنه كه همراه داشتند ، سوار كردند و از مردم ، در راه رنج بسيار ديدند و چون به دار [ الخلافه ] رسيدند زير نگهبانى نهاده شدند [ 3 ] .

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : صاحب الشرطة . ابن اثير گويد : چون عمرويه و حمدانى كه معروف به رافضى بودند و با ابن معتز ناصبى بيعت نمودند ، يحيا بن على شعرى در هجو ايشان سرود كه يكى از بيتهايش چنين است : رافضيون بايعوا انصب الا * مة هذا العمرى التخليط رافضيان كه با ناصبىترين مردم بيعت كنند نشانهء دو روئى مىباشد ! [ ( 2 - ) ] در « صله » عريب ، خادم است ليكن خازن بهتر است . [ ( 3 - ) ] M : بعد از غيبت امام دوازدهم شيعه ( ع ) به سال 260 ه . كم كم ترس خليفگان از شيعيان اثنى عشرى كاهش يافت . زيرا بر خلاف شش اماميان اسماعيلى ، ديگر نامزدى ظاهر براى گرفتن خلافت از دست عباسيان نداشتند . شيعيان كه نفوذشان رو به افزايش بود با نشان دادن سنىزدگى ، در پايتخت به دستگاه دولتى نيز نزديك مىشدند و از دشمنى علنى با آن مىكاستند ، خليفهء مكتفى كه به اندازهء كافى از قيام شيعيان صاحب الزنج در جنوب و مادرائى در رى ، اندرز گرفته بود ، براى نخستين بار پس از مأمون ، براى دلجوئى از نيروى رو به افزايش شيعيان ، مردى ، نرم نيمه گنوسيست نيم سنى چون عباس بن حسن را به وزارت گزيده سنيان را ناخرسند كرده بود ، سنيان به اميد مرگ مكتفى نشسته بودند تا ابن معتز ناصبى دشمن گنوسيسم را به خلافت رسانند ، ولى پس از مرگ مكتفى نيز شيعيان با نفوذ خود از