أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

39

تجارب الأمم ( فارسى )

كه به دار كشيده شده بود ، و با فريادهاى : « يا احمدا ! يا محمدا ! » كه دو پسر زكرويه را ياد مىآورد ، خواستهاى خود را به گوش مردم مىرسانيدند . ايشان پرچم‌هاى سفيد [ 1 ] بر افراشته كشاورزان كوفه را با خواسته‌هاى خود مىفريفتند ، اسحاق بن عمران و همراهانش به سوى ايشان شتافته آنان را با كمك مردم كوفه بپراكندند ، و هر كس ايستادگى كرد كشتند ، نقشهء قرمطيان در اينجا نگرفت ، و از كوفه دور شدند . مردم ديه « صوان » زكرويه را بر روى دست بلند مىكردند و او را « ولى اللّه » مىخواندند تا آنگاه كه نزد مردم سبك شد ، پس مىگفت : قاسم بن احمد بزرگترين خدمت را به شما انجام داده است كه شما را به دين خود ، كه از آن روگردان شده بوديد باز گردانيد ، بايد او را فرمانبردار باشيد ، تا او نويدها كه به شما داده است به انجام رساند و شما را به آرزوهايتان برساند ، سپس آيتهائى از قرآن مىخوانده آنها را پيش بينىهائى از كار خودش قلمداد مىنمود . مردم نيز فريب خورده ، شكيبا و دلگرم شده ، به اميد و آرزو دل خوش ميداشتند . او خود را از ديد سپاهيان پنهان ميداشت و كارها را قاسم بن احمد به جاى وى انجام ميداد . او باور مىداشت و به يارانش نيز مىگفت كه : مردم كوفه و پيرامن آن ، به دو خواهند پيوست . او بيست و اند سال در بخشهاى كوفه گامهاى خود استوار مىكرد ولى * جز پانصد تن كسانى كه با پسران و دخترانشان شهوت ميراند ، كسى به دو نپيوست . سلطان سپاهيان را به سوى ايشان گسيل داشت و سردارانى

--> [ = ] شيعيان شش امامى قرمطى خليج و اسماعيليان خراسان بودند كه پس از شكست در ايران به شمال افريقا نقل مكان كردند و به سال 296 ه به تشكيل حكومت فاطمى موفق شدند ن . ك . خ 5 : 11 ، 31 ، 76 . گنوسيستهاى نرم دوازده اماميان بودند كه با غيبت امام دوازدهم ( ع ) از ليست سياه عباسيان بيرون آمده در كابينه‌هاى بغداد شركت مىنمودند . ن . ك : خ 5 : 64 . - پانوشت خ 6 : 124 ، 261 . [ ( 1 - ) ] M : « سفيد » علامت علويان ( طالبيان ) بوده است چنان كه بعدا نشان فاطميان در مصر از آن گرفته شد . « سبز » بنا بگفتهء « جهشيارى » نشان ساسانيان بوده است كه مأمون عباسى به تشويق يا اجبار سردارانش مدتى آن را به جاى « سياه » عباسى رسميت داد .