أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
40
تجارب الأمم ( فارسى )
چون جنى صفوانى و يسراشنى [ 1 ] و رايق غلام امير مؤمنان با غلامان حجرى بدانجا شده قرمطيان را كوبيدند . سوار و پيادهء ايشان را كشتند تا خانههايشان را رها كرده ، گريختند . چون مهاجمان به خانهها در آمدند و بدان سرگرم شدند ، قرمطيان دوباره بازگشتند و ياران سلطان را تار و مار كردند . پيشآمد « صوان » و آنچه بر سر ياران سلطان در آنجا و جاهاى ديگر آمد در ديدهء مردم بزرگ نمودار شد ! آنگاه دولت به كار ابن خلنجى پرداخت ، مكتفى دستور داد خرگاههاى او را به دروازهء شماسيه بيرون بردند . پس نامهاى از فاتك رسيد كه نوشته بود ، با ابن خلنجى برخورده ، در چند جنگ با وى رو در رو شده ، در پايان ابن خلنجى شكست خورده ، يارانش كشته شدهاند و خودش به مصر گريخته به شهر فسطاط رفته ، در خانهء مردى پنهان شده بود ، و چون ياران سلطان به فسطاط درآمدند ، او را با همهء كسانى كه به آن شهر پناه برده بودند اسير كردند . پس دستور نامهاى به فاتك رسيد كه ، ابن خلنجى و هر كسى با وى اسير شده است ، به بغداد گسيل دارد . خرگاههاى مكتفى را نيز [ از شماسيه ] به بغداد باز آوردند . پس ابن خلنجى را همراه با بيست و يك مرد ، كلاههاى برنس بر سر و دراعهها پوشيده سوار بر اشتران ، به بغداد آوردند . مكتفى به وزير عباس بن حسن ، * به نشان شايستگى او در بدست آوردن آن پيروزى خلعتها بداد . سپس سر قرمطى معروف به « نصر » كه « هيت » را چپاول [ 2 ] كرده بود بر نيزه بلند كرده در دو كرانهء بغداد بگردانيدند . سال دويست و نود و چهارم آغاز شد گزارش رسيد كه زكروية بن مهرويهء قرمطى ، از جايگاه خويش براى چپاول حاجيان بيرون آمده است . گذرايشان در بيابان از خاور « واقصه » ديده شده بود . هنگامى كه كاروان حاجيان در هفتم محرم به « واقصه » در آمدند مردم به ايشان هشدار دادند كه تنها
--> [ ( 1 - ) ] M : شايد : اشنوى ، نسبت به اشنويهء كردستان باشد . [ ( 2 - ) ] خ 5 : 45 - 46 .