أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
38
تجارب الأمم ( فارسى )
بود ، زكرويه در آنجا جلو ايشان را گرفت ، جنگى سخت روى داد كه در آغاز به زيان قرمطيان مىنمود ، ولى زكرويه كمينها نهاده بود ، كه چون برجستند ياران سلطان به بدترين شكل گريختند و قرمطيان شمشير در ميان ايشان نهادند و هر چه خواستند كشتند . گروهى از غلامان حجرى [ 1 ] ايستادگى نمودند و پس از آنكه آتشى سخت به جان قرمطيان زدند همگى كشته شدند . سيصد جمازه و پانصد استر سلطان كه جنگ افزار بر آنها بار شده بود ربودند ، نزديك دو هزار مرد از ياران سلطان را كشتند ، قرمطى نيرومند شده به كشتزارها رفته خرمنهاى گندم را بر استران بار كرده برد . گروهى * از عربان [ قرمطى ] به دروازهء كوفه گرد آمده به درون شهر نيز آمد و شد ميكردند . ايشان براى داعى خود قاسم بن احمد گنبدى ساخته ، با شعار « يا لثارات الحسين ! آى خون حسين ! » خونخواهى حسين بن زكرويه مىنمودند [ 2 ]
--> [ ( 1 - ) ] M . متن : مانند خ 6 : 301 « غلمان الحجر » است ، كه در جاهاى ديگر « الغلمان الحجرية » آمده است ( واژهء حجريان در فهرست ديده شود ) گويا غلام بچگان ويژهء اطاقهاى كاخ خليفه بودند كه در تاريخ بيهقى « غلامان سرايى » خوانده شدهاند . ايشان پس از بزرگ شدن به شاخهاى از سپاهيان مىپيوستند كه نگهبانى تاج و تخت و مذهب رسمى قشرى تسنن بر دوش آنان بود و فدائيان سپهسالار خود بودند . گروههاى ديگر سپاه را ، در اين كتاب « مصافيان الرحالة المصافية » ( - خ 5 : 330 ) و « ساجيان الساجية » ( خ 5 : 206 ) ص 174 و « الغلمان السيفية » و « الغلمان المعزية » و غلامان معتضدى و مانند آن تشكيل ميدادند در خ 5 : 414 گفتگوئى از اختلاف حقوق اين گروهها نيز مىيابيم . [ ( 2 - ) ] M : همچنانكه « خون سياوشان » در زمان ساسانيان وسيلهء تحريك مردم و كشانيدن ايشان به جنگ با مهاجمان تورانى بود ، عبارت « يا لثارات الحسين » پس از حادثهء دلخراش عاشوراى سال 61 هجرى ، مورد استفادهء سياسى و مذهبى همهء قيام كنندگان شيعى و ايرانى بر ضد خليفگان بود . در اينجا نيز هر چند قرمطيان ، حسين بن زكرويه را در نظر داشتند ولى از اين شعار تاريخى بهرهگيرى گستردهتر مىخواستند ، تا همهء گنوسيستهاى مسلمان را كه حكومت طالبيان را بر عباسيان ترجيح ميدادند به گرد خود بياورند . چنان كه در سرتاسر اين كتاب خواهيم ديد ، در سدهء چهارم گنوسيسم اسلامى كه سلاح ايدئولوژيك ايرانيان ضد عرب شده بود ، رو به گسترش ميرفت و به دو صورت تند و نرم تقسيم شده بود . تندروان