أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
28
تجارب الأمم ( فارسى )
بكشت كه جز اندكى از ايشان نماند . سپس به « سلميه » رفت ، ولى مردم آن جنگيدند و راهش ندادند ، تا امان نامه داد ، پس دروازه را باز كردند . ولى چون بدرون شد به هاشميان [ 1 ] آغاز كرده ، همه را بكشت و سپس باقى مردان و همهء چارپايان و كودكان دبستانى را نيز بكشت و چون جنبندهاى نماند از شهر بيرون رفت و هر كس را در پيرامن شهر ديد بكشت ، يا اسير كرد و به راهزنى پرداخت . داستانهائى از زنبارگى ياران او آوردهاند كه چند مرد با يك زن كه مىپسنديدند مىخوابيدند و با يك ديگر رشك نمىورزيدند . شب دوم ماه رمضان اين سال مكتفى دستور داد جيرهء سپاهيان را بپردازند * تا براى جنگ قرمطى « نشاندار خالدار » آماده و به بخشهاى شام فرستاده شوند . او يكباره يكصد هزار دينار براى اين كار هزينه كرد ، زيرا كه مردم مصر و شام از ابن زكرويه معروف به « صاحب الشامه نشاندار خالدار » شكايت نامهها نوشته بودند كه كشورشان را ويران كرده و مردم را كشته است . اين مردم داستانهائى وحشتزا از كشتارهاى او و برادرش مردم را ، تا جائى كه جز اندكى از ايشان بر جا نمانده است ياد كرده بودند . پس اردوى مكتفى به دروازهء شماسيه بيرون برده شد ، سرداران ، غلامان و سپاهيانش نيز همراه او بسوى موصل رفتند . « ابو أغر » نيز برفت و در درهء « وادى بطنان » نزديك حلب فرود آمد . همين كه او و همهء همراهانش پياده شدند به سبب گرمى هوا بيشتر آنان لخت شده ، براى آبتنى و شنا به رودخانه در آمدند ، و در اين ميان
--> [ ( 1 - ) ] M : مؤلف دربارهء گنوسيستهاى تندرو قرمطى ، سنىمآبانه گزارش داده است . قرمطيان خود را مسلمان و پيرو و از نژاد خاندان پيامبر مىدانستند . اگر هاشميان در برابر آنان ايستادگى مىكردند و ناچار از حمله بر ايشان مىشدند ، پس از ديگران به آنان مىپرداختند ، و به ايشان آغاز نمىكردند ! قرمطيان يورش بر كعبه و كشتار حاجيان را زير عنوان مبارزه با بدعت بتپرستى و دفاع از اسلام انجام مىدادند . اينان از گنوسيسم تند اسلامى پيروى داشتند و نماز آدينه را به دليل حضور امام زمانشان واجب مىشمردند و خطبهء آن را چنان كه ديديم به نام او مىخواندند . ايشان بر گنوسيستهاى ميانهرو بغداد كه به دليل غيبت امام زمان نماز آدينه را برگزار نمىكردند ، اعتراض مىداشتند . ايشان دادرسان و شرطه و محتسب داشتند ( خ 5 : 39 ) .