أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
25
تجارب الأمم ( فارسى )
فرزندان [ 1 ] محمد بن اسماعيل بن جعفر دانسته مىگفتند : ما از بيم سلطان بدينجا پناه آوردهايم ، سپس كم كم ايشان را به آئين قرمطى خواندند ، ولى جز شاخهاى از ايشان كه به « بنى عليص » شناخته شدهاند ، كسى اين آئين را نپذيرفت . ايشان در پايان سال دويست و هشتاد و نه در بخش « سماوه » با ابن زكرويه كه يحيا نام و ابو القاسم كنيت داشت بيعت نمودند و آن فريبكار را به لقب « پير شيخ » خواندند . او مىپنداشت كه خود ابو عبد اللّه محمد بن اسماعيل بن جعفر بن محمد است ، كه در سرزمين سواد و خاور و باختر صد هزار پيرو دارد . او كاهنمآبانه مىگفت : شترى كه سوار آن است مأموريت دارد ، و اگر در راه پيمائى از آن پيروى كنند پيروز خواهند شد . گروهى از « بنى اصبع » به او ايمان آوردند و خود را « فاطميان [ 2 ] » ناميدند و آئين ايشان را پذيرفتند . سبك ديلمى مولاى معتضد ، همراه با « رصافيان » براى جنگ ايشان به باختر رود فرات و « ديار مضر » آمد ولى او را فريفته كشتند و مسجد « رصافه » را به آتش كشيدند ، و به هر ديه كه ميگذشتند ستمها مىكردند تا به بخشهاى شام رسيده ، فرود آمدند و سپاهيان طغج را شكست دادند تا او را در دمشق به ميان گرفتند و مصريان « بدر كبير » را به كمك طغج فرستادند ، و نزديك دمشق جنگيدند و يحيا بن زكرويه كشته شد . سپس جنگ به زيان * مصريان چرخيد ، ايشان هماهنگ با « بنى عليص » و هم پيمانان اصبغىشان گماردن حسين بن زكرويه را بر جاى برادر كشته
--> [ ( 1 - ) ] M . متن : و انتموا الى على بن ابى طالب و الى محمد بن اسماعيل بن جعفر . . . و در چند سطر پائين مىگويد : و زعم لهم أنه أبو عبد اللّه محمد بن اسماعيل بن جعفر بن محمد . . . و در خ 5 : 32 حسين پسر ابن زكرويه خود را احمد بن عبد اللّه بن محمد اسماعيل بن جعفر بن محمد خوانده است ، كه عبارتها نادرست است . ولى ابن اثير مىگويد : او خود را محمد بن عبد اللّه بن محمد بن اسماعيل بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابن طالب خواند . ابن عنبه م 828 نسب او را در عمدة الطالب ، چ نجف ، ص 225 به بعد ص آورده است . [ ( 2 - ) ] M : پس از آنكه گنوسيستهاى تندرو در ايران شكست خورده ، به شمال آفريقا رفته ، حكومت تشكيل دادند ، نيز نام « فاطمى » را بر حكومت خود نهادند و با حكومت سنيان بغداد كه گنوسيستهاى ميانه رو نيز با ايشان همكارى مىنمودند به كشاكش برخاستند ( خ 5 : 11 و 49 )