أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

10

تجارب الأمم ( فارسى )

و بر آن چيره شوند . اين گزارش در ميان مردم دهان به دهان مىگشت . در اين سال حامد بن عباس به كارگزارى خراج و ديه‌هاى فارس گمارده شد كه پيش از او به دست عباس بن عمرو غنوى بود ، نيز در همين سال عباس بن عمرو غنوى همراه با يك سپاه * كه به او داده شد و داوطلبانى كه از مردم بصره گردآورده بود ، براى جنگ با ابو سعيد گناوه‌اى [ پسر بهرام قرمطى ] [ 1 ] از بصره بيرون آمد . چون عباس پيشاهنگان ابو سعيد را بديد بار و بنهء خويش بر جا نهاد و پيشواز آنان رفت و پس از چند زد و خورد ، تاريكى شب ايشان را از هم جدا ساخت و هر يك به پايگاه خود بازگشت . عربهاى داوطلب همراه عباس نيز شبانه بازگشتند . بامدادان قرمطيان كوس در دادند و سخت جنگيدند . پس فرمانده دست چپ عباس بر دست راست ابو سعيد بتاخت و به پيش رفت ولى خود و همهء يارانش كشته شدند . گناوه‌اى نيز با ياران خود بر عباس يورش آورد و ياران او بگريختند و عباس با نزديك هفتصد تن از يارانش دستگير شدند . گناوه‌اى هر چه در سپاه عباس بود چپاول كرد . فرداى آن روز گناوه‌اى همهء ياران دستگير شدهء عباس را بياورد و بكشت و دستور داد هيزم آورده همه را سوزاندند ، گناوه‌اى به « هجر » رفته به مردم آنجا امان داد . گريختگان سپاه عباس كه اندكى بيش نبودند پراكنده و بى توشه به سوى بصره شدند ، مردم بصره با نزديك چهار صد بار * آذوقه و پوشاك و نوشابه به پيشواز آمدند ، ولى عربهاى بنى اسد بر اين كاروان تاخته ، گروهى از چارپاداران و ياران فرارى عمرو را [ 2 ] كشتند . مردم بصره از يورش قرمطيان سخت بيمناك شده ، آهنگ بيرون رفتن كردند ، تا گزارش از « ابله » به سلطان رسيد كه ابو سعيد [ قرمطى ] عباس

--> [ = ] اينان پس از آمدن اسلام توانستند سريانيان و ديگر ساميان منطقه را عرب نموده در خود منحل كنند ، كردان و ديگر ايرانيان اين منطقه را به كوه‌ها عقب برانند و از آن تاريخ اين منطقه به « ديار مضر » و « ديار ربيعه » خوانده شد . چنان كه خواهد آمد ، عرب ربيعه گنوسيست‌تر و با ايرانيان سازگارتر بوده و مضريان سنىتر و ضد ايرانىتر بودند . - پانوشت ص 481 . [ ( 1 - ) ] M : ابن اثير و طبرى . آغاز كار قرمطيان را تفصيل بيشتر داده‌اند . [ ( 2 - ) ] M : چنين است در متن ، شايد : عباس بن عمرو غنوى باشد .