أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
7
تجارب الأمم ( فارسى )
آورد . محمد بن احمد بن شيخ دروازههاى شهر را بر خود و يارانش بست ، سپاهيان معتضد شهر را از همه سو در ميان گرفتند و جنگهائى روى داد . مردم « آمد » منجنيق بر ديوار شهر نهادند ، سپاه معتضد نيز منجنيقها داشت و يك ديگر را مىكوبيدند . روز شنبه يازده روز از جمادى يكم مانده ، محمد بن احمد بن [ عيسى بن ] شيخ و همراهانش [ 1 ] كه كس فرستاده امان خواسته بودند به پيشگاه معتضد رسيدند . او به وى و سردارانش خلعتها پوشانيد و آنان به اردوگاهى كه براى ايشان آماده بود فرود آمدند ، معتضد نيز از اردوگاه به خانههاى ابن عيسى بن شيخ و كاخهايش [ در آمد ] جابجا شده ، فتحنامهها به بغداد فرستادند . نامههائى نيز از هارون بن خمارويه رسيد كه پذيرفته بود ، براى خراج - كارگزاريهاى قنسرين و عواصم [ 2 ] ساليانه چهار صد و پنجاه هزار دينار به بيت المال بغداد برساند ، و در خواست داشت فرمان ولايت مصر و شام براى وى تجديد و همراه يكى از خادمان براى او فرستاده شود كه پذيرفته شد . * معتضد كارگزارى قنسرين و عواصم را از ياران هارون بگرفت و خود به سوى رقه رهسپار شده فرزندش على را در « آمد » جانشين خود گذارد ، سپاهى را نيز براى نگهبانى آنجا و كارگزاريهاى قنسرين و عواصم [ 2 ] و ديار ربيعه و مضر در اختيار وى نهاد . دبير على بن معتضد در اين هنگام حسين بن عمرو نصرانى بود . معتضد دستور داد ديوار شهر « آمد » را ويران كردند . نيز در اين سال پيشكشى كه عمرو بن ليث از نيشابور فرستاده بود برسيد ، و آن چهار ميليون درم و بيست چهارپا با زين و لگام و پالان همراه پوشاك و عطر و جز آن بود .
--> [ ( 1 - ) ] M : متن : « و فى يوم السبت لاحدى عشرة بقيت من جمادى الاولى و جد محمد بن احمد بن شيخ فى هذا اليوم و من معه من اصحابه و اوليائه فوصلوا الى المعتضد . . . » كه گويا عبارت افتادگى داشته باشد . [ ( 2 - ) ] M : مجموعهاى از دژها ميان حلب و انطاكيه در مرز اسلام و مسيحيان روم بود كه پناهگاه غازيان مسلمان بشمار مىرفت ( معجم البلدان ) قنسرين قنشرين ، در آرامى .