أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
3
تجارب الأمم ( فارسى )
معاويه نگاشته شده بود بيرون آوردند . گويند عبيد اللّه بن سليمان ، از ترس آشوب مردم يوسف بن يعقوب دادرس [ 1 ] را بخوانده از وى خواست تا با ترفندى رأى معتضد را بگرداند ، دادرس يوسف با معتضد سخن رانده گفت : من مىترسم عامه با خواندن اين نامه به شورش آيند ، معتضد گفت : اگر عامه به خروش آيند يا سخنى گويند شمشير در ميان آنها بنهم ! گفت : با طالبيان [ 2 ] چه كنى ، كه جرأت يافته از هر سو برخيزند و مردم بسيار از آنان پيروى كنند ، و هر گاه اين نامه را كه ستايشگر ايشان است ببينند ، بر گرايش ايشان افزوده شود ، زيرا كه اكنون زبان ايشان بازتر است و سخن استوارتر دارند . معتضد پاسخى نداد و پس از آن « نامهء مأمون » را دنبال ننمود . در اين سال بكر بن عبد العزيز در طبرستان به محمد بن زيد علوى پيوست .
--> [ ( 1 - ) ] M : دادرس يوسف پدر ابو عمر محمد ضد گنوسيست است كه در كودتاى ابن معتز ناصبى شركت داشت ( خ . 5 : 73 ) و در دادگاه حلاج حكم مرگ او را صادر كرد ( خ . 5 : 159 و 319 ) اين مرد در بيشتر كوششها كه براى بيرون بردن خليفگى از خاندان معتضد نيمه گنوسيست و سپردن آن به فرزندان ناصبى متوكل انجام گرفت انباز بود ( خ 5 : 25 ) . گنوسيستها از اين مرد بيزار بودند و شعرى دربارهء او سرودند كه در ( خ 5 : 29 ) ديده مىشود . [ ( 2 - ) ] M : از سدهء سوم كه گنوسيسم اسلامى آشكارا گسترش مىيافت گرايش ايشان به خاندان علوى ( طالبيان ) تاج و تخت عباسى را همواره مىلرزانيد . هر چند غايب شدن امام زمان ( ع ) ، شيعيان ميانهرو دوازده امامى را از ليست سياه عباسيان بيرون آورد ( خ 5 : 64 ) باز هم شورشهاى پى در پى قرمطيان در جنوب و اسماعيليان در خراسان ، شيعيان ميانه رو بغداد را به تنگنا مىانداخت ( ن . ك پانوشتهاى خ 5 : 11 و 170 و 236 ) . چنان كه به سال 306 همين تندرويها دومين وزارت ابن فرات شيعى را برانداخت . ( خ 5 : 128 ) پس جانشين سنى او حامد بن عباس به گنوسيستهاى ميانه رو نيز سخت گرفت . حلاج را در 309 بكشت ، حسين بن روح نوبختى را ، كه خود را باب سوم امام غايب ( ع ) مىشمرد نيز به زندان افكند . سومين كابينهء ابن فرات نيز به علت ناتوانى گنوسيستها نتوانست نوبختى را آزاد سازد . او در كابينههاى سنى خاقانى ، خصيبى ، على بن عيسى ، ابن مقله همچنان در زندان بماند ، تا در كودتاى قاهر به سال 317 مونس مظفر براى خرسند داشتن شيعيان ، نوبختى را آزاد كرد . ن ك پانوشت خ 5 : 320 .