أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
358
تجارب الأمم ( فارسى )
او ايستاده دشنام دادند و خواستند او را دستگير كنند كه پردهدارش « خندقوقى » با غلامانش از او پشتيبانى كرده جلوگيرى كردند . او فرياد زده خود را از پنجره بيرون انداخته به « طيار » رسيده ، از آب گذشته ، پنهان شد . چون گزارش به ابن مقله [ وزير ] رسيد ، او نيز همان شب پنهان شد . حسن بن هارون و ابو بكر بن قرابه نيز پنهان شدند . يلبق بدين پندار كه با نوازش قاهر خشم او را فرونشاند و از كار پسرش پوزش خواهد ، همراه سردارانى كه در خانهء مونس گرد آمده بودند ، به « دار السلطان » آمد . همين كه بدرون رفت او را دستگير و زندانى كردند . احمد بن زيرك و « يمن اعور » فرمانده پليس نيز دستگير شده ، سپاهيان * « دار السلطان » را پر كردند . قاهر براى مونس پيام داد كه براى رايزنى نزد او به پائين آيد . او گفت : تو براى من به جاى پدر هستى ! نمىپسندم كه بى رايزنى با تو ، كارى انجام دهم . مونس به دليل سنگينى پوزش خواست . قاهر پى گرفته ، خواهش كرد كه سختى را بر خود هموار سازد . طريف سبكرى [ 1 ] كه آنجا بود بر مونس پرخاش گرفته او را به پائين رفتن وادار كرد ولى همين كه مونس به « دار السلطان » رسيد دستگير و زندانى شد . وزير شدن ابو جعفر محمد بن قاسم : دوران وزيرى [ ابو ] على بن مقله [ 2 ] براى قاهر به نه ماه و سه روز پايان يافت . روز يكشنبه آغاز شعبان [ 321 ] قاهر ، كس به نزد ابو جعفر محمد بن قاسم بن عبيد الله فرستاده ، او را خواسته ، وزيرى و ديوانها را به دو واگذار كرد . فردا كه روز دوشنبه بود او را خلعت وزارت پوشانيد . قاهر در همان روز دستور فرستاد تا عيساى پزشك را از موصل [ 3 ] باز گردانيدند ، آتش در خانهء ابو على بن مقله كه در دروازهء « بستان »
--> [ ( 1 - ) ] M : جاسوس قاهر نزد مونس ( خ 5 : 418 ) . [ ( 2 - ) ] M : « ابو » از متن عربى افتاده است ، شايد غلط چاپى باشد . [ ( 3 - ) ] M : خ 5 : 411 .