أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

304

تجارب الأمم ( فارسى )

سود توان برد و بر پايگاهش تكيه توان كرد ، ولى در پايان بر آن شدند كه او به « صافيه » برود كه رفت [ 1 ] . مونس نيز در روز شنبهء سوم ذى حجهء [ 319 ] به آشكار كردن نگرانيهاى درونى خود آغاز نمود . گزارش انگيزه‌هاى آن : مونس شنيده بود كه وزير حسين بن قاسم با گروهى از سرداران گرد آمده ، بر ضد او همكارى مىكنند ، حسين نيز آگاه شد كه مونس از او ناخرسند است و مىخواهد گروهى را شبانه براى دستگيرى او بفرستد ، * پس ده روز ، در ده جا ، پنهانى جا به جا مىشد ، نه خوابگاه وزير شناخته بود و نه جائى براى ديدار كسان داشت . دفتر داران نيز او را نمىديدند مگر هنگامى كه ايشان را مىخواست ، در پايان ، كار بدين انجاميد كه او در خانهء خليفه بماند . پس مونس مظفر در يك پيام به مقتدر ، خواستار بركنارى حسين بن قاسم از وزيرى شد ، مقتدر نيز پذيرفته او را بر كنار كرد و دستور داد از خانه بيرون نيايد . ولى اين دستور مونس را بسنده نشده ، خواستار دستگيرى و فرستادنش به عمان شد ، ليكن مقتدر نپذيرفت و داد و ستد پيامها بىنتيجه ماند . پس حسين بن قاسم به دل مقتدر انداخت كه مونس نقشهء آن دارد كه شاهزاده ابو العباس را از خانه‌اش در « مخرم » برگرفته با خود به مصر و شام برد و در آنجا او را به خلافت نشاند . گزارش اين كار حسين بن قاسم ، به خود شاهزاده ابو العباس رسيد و كينهء او در دل بگرفت ، تا چون به خلافت رسيد چنان كه انشاء الله خواهيم گفت [ 2 ] او را بيچاره كرد . حسين بن قاسم نامه‌اى به هارون بن غريب الخال ، كه از دست مرداويج گريخته

--> [ ( 1 - ) ] در صلهء عريب : 165 پ 6952 : او را به دير قنا فرستادند . [ ( 2 - ) ] M : در اين كشاكش حسين بن قاسم وزير شلمغانىگرا ( خ 5 : 25 و 367 و 422 ) در برابر مونس است و او را متهم مىكند كه خواستار بردن ابو العباس راضى پسر خليفه به مصر است كه در دست اسماعيليان است . براى كشتن راضى حسين را - پانوشت ص 312 . آيا مشكويه اين حوالت خود را فراموش كرد يا بعدا از تجارب الامم حذف شده است ؟