أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

295

تجارب الأمم ( فارسى )

[ در اين هنگام ] ابو بكر بن قرابه كه به مفلح سياه نزديك بود ، به كمك او به مقتدر نزديك شده ، به ميانجىگرى براى ارفاقها [ رشوتها ] پرداخت ، كه دربار خلافت [ 1 ] را به پليديها كشانيد . ابن قرابه مىگفت : اينها ارفاقهائى است كه وزيران مىگرفته‌اند و پيمانكاران ، براى كمك به خليفه [ 1 ] ، در تنگدستىهايش ، مىداده‌اند . ابن قرابه ، به مقتدر و مفلح چنين وانمود كرد كه كار وزيران را نيز او به راه مياندازد ، وزيران ، بى او نمىتوانند كار كنند . ابن قرابه هميشه در خانهء كلوذانى پلاس بود و از سوى خاندان بريدى * و جز ايشان ، با سود يك درم براى هر دينار ، به وى وام مىداد ، پس دويست هزار دينار به وى وام داد و كار كلوذانى با اين پول و مصادرت‌ها به راه افتاد . در اين سال نيز گزارش برخوردى كه ميان هارون بن غريب و مرداويج [ 2 ] در بخشهاى همدان رخ داده بود ، فرا رسيد ، كه در آن هارون شكست خورد و مرداويج همهء كوهستان را تا حلوان بگرفت و هارون در « دير عاقول » فرود آمد . نيز در اين سال لشكرى ديلمى بر اصفهان يورش آورده ، احمد بن كيغلغ با وى جنگيده شكست خورد و لشكرى اصفهان را بگرفت . لشكرى از ياران اسفار بن شيرويه [ 3 ] بود ، چون هارون بن غريب الخال بر اسفار يورش برد ، لشكرى به او پناه برد ، و هنگامى كه ابن الخال شكست خورده گريخت ، لشكرى نيز ناچار به « قنسرين » گريخت ، پس چون ابن الخال دوباره به سپاه خود سازمان داد ، و سپاهى از بغداد براى جنگ با مرداويج [ بن زيار ] به نزد او فرستاده شد ، لشكرى از دينور ، با گروهى از غلامان به نهاوند فرستاده شد ، تا مالى را از

--> [ ( 1 - ) ] M : كاربرد « خليفه » به جاى « سلطان » مانند ص 200 نكوهش‌زا است . [ ( 2 - ) ] M : مشكويه در خ 5 : 271 به عنوان آغاز ظهور ديلم گويد : نخستين ديلمى كه قيام كرد ، ليلى بن نعمان بود كه در سال 309 كشته شد سپس ماكان بن كاكى و پس از وى مرداويج بود كه مشكويه چگونگى كشته شدن او را در گرمابه در اثر يورش تركان ، ياد كرده است ( خ 5 : 274 ) . براى دنباله كار مرداويج بن زيار ( خ 5 : 367 - 368 ) ديده شود . [ ( 3 - ) ] ن . ك ، خ 5 : 271 .