أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
294
تجارب الأمم ( فارسى )
دستگيرى سليمان ، سخت به كوشش برخاسته است . او براى مونس مظفر پيام داد كه ، چون مقتدر مىتواند آماده نبودن خلعت را براى تأخير خلعتپوشانى به كلوذانى بهانه بياورد خوبست مونس خود خلعتى به « دار السلطان » فرستد ، تا آئين خلعت پوشى انجام گيرد . مونس نيز چنين كرد و مقتدر روز دوشنبه به ابو القاسم عبيد الله بن محمد كلوذانى خلعت پوشانيده ، گمارده شدن او را به وزيرى و رهبرى ديوانها اعلام نموده پيشنهاد كرد ، به حسين بن قاسم ديوانى ارزشمند بسپارد ، تا آشكار شود و شايعهء نامزدى او براى وزيرى از ميان برود . با رسيدن كلوذانى ، على بن عيسى نيز به « دار السلطان » رسيد و مقتدر پيش روى كلوذانى به دو دستور داد تا همچنان به سركشى كردن بر كارها ادامه دهد و همراه او به پيشگاه آيد . او روشن كرد كه بررسى مظالم را تنها به او واگذاشته است نه كلوذانى . پس كلوذانى خلعت پوشيده از « دار السلطان » به خانهء خود رفت و دستنوشت سليمان بن حسن را به دويست هزار دينار بدهكارى بگرفت . ابو الفتح فضل بن جعفر * [ 1 ] از شام و ابو جعفر محمد بن قاسم بن عبيد الله از بخشهاى « قنسرين » و عواصم [ 2 ] آن بيامدند . ابو الفتح مىخواست به « قومس » رود ، ولى مونس پيشنهاد نمود كه « ديوان [ 3 ] سواد » به او واگذار شود و كلوذانى ناچار آن را پذيرفت و با اين واگذارى آنچه از درآمدهاى آن به كلوذانى و ابو الفياض مىرسيد بريده شد . اين درآمدها ، به نام حقوق كسانى كه بر سر كار نبودند ، يا حواله ، به نام كسانى كه وجود نداشتند ، يا براى غلامان و پادوهاى دربار و وابستگانش ، كه آن را به نام فقيهان و دبيران مىگرفتند ، و يا به نام خريد كاغذ و لوازم تحرير [ 4 ] به آنان داده مىشد و هر چه مىخواستند مىخريدند ، و مانند اينها ، هزينه مىشد . حمايتهاى مونس از برخى دوستان نيز از اختيارات كلوذانى مىكاست و دست او را مىبست .
--> [ ( 1 - ) ] M : ابو الفتح بن فرات وزير ( خ 5 : 367 ، 227 ) . [ ( 2 - ) ] M : در آرامى قنشرين - خ 5 : 8 و 9 . [ ( 3 - ) ] M : كه مهمترين ديوانهاى پايتخت بوده است ( خ 5 : 224 ، 256 ) . [ ( 4 - ) ] M . متن : من الورق و القراطيس . . .