أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

262

تجارب الأمم ( فارسى )

خداوند چنين چيزى نيافريده است . ابو على بن مقله نيز ، نصر را در تهمت يارى داده نزديك بود بلائى بر سر على بن عيسى آيد . مقتدر بر آن شده بود كه او را در « باب عامه » پيش روى فقيهان ، دادرسان و دفترداران شلاق بزند ، ولى بانو [ مادر ] ترفندى به كار بسته دروغ بودن داستان را در دل فرزندش [ مقتدر ] جا داد و دستور را لغو كرد . ابو على مقله دستنوشت كارگزاران و پيمانكاران را به بدهكارى پيرامن يكصد هزار دينار بگرفت . چون گزارش وزير شدن ابو على بن مقله به ابو عبد الله بريدى كه دوست او و فرماندار اهواز بود رسيد ، او نيز فورا سفته‌هائى به سيصد هزار دينار باقيماندهء حساب گذشته را براى وى بفرستاد . قاسم بن دينار و احمد بن محمد بن رستم نيز سفته‌هائى ، به ششصد هزار درم براى على بن عيسى فرستاده بودند كه پس از بركنارى او به [ بغداد ] رسيد ، و ابو على بن مقله آنها را برداشت كرد و كار او با آنها رو به راه شد . ابو على بن مقله * بخشنامه‌اى نوشته ، هر گونه زور و مصادره را منع نمود تا مردم آرامش يافته به كارهاى خود بپردازند [ 1 ] . نيز در اين سال زد و خوردى ميان نازوك و هارون بن غريب [ 2 ] الخال رخ داد .

--> [ ( 1 - ) ] دربارهء كسانى كه بر ديوانها گمارده شدند و آنچه ابو بكر صولى در حق وزير گفت ، ن . ك : صله . عريب : 135 پ 6920 . [ ( 2 - ) ] M : نازوك از سال 310 عنوان صاحب الشرطه فرماندهء پليس بغداد داشت ( خ 5 : 162 ) هارون بن غريب [ پسر دائى خليفه ] همقطار نصر پرده‌دار كه پس از مرگ او به سال 316 جانشين وى شد ( خ 5 : 304 ) است . اين هر سه بردگانى سريانى مسلمان شده بودند ، كه پس از آزادى در خدمت سپاه عباسى ترقى كرده بودند . با آنكه همهء اينان در برابر ايرانيان صف بندى داشتند و از تسنن عربان در برابر گنوسيسم ايران حمايت مىنمودند و در خ 5 : 235 و 236 ديديم كه سنيان را بر خاندان شيعى فرات شورانيدند كه به قتل اين وزير شيعى و پسرش انجاميد ولى گاهى بر ضد يك ديگر نيز صف بندى مىكردند . همچشمى مونس و نصر را در خ 5 : 304 و 308