أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
250
تجارب الأمم ( فارسى )
دور آن را فرا گرفته است ، زيرا كه نصر و مونس ، پيشتر ، كسانى را فرستاده بندها را در چند جا شكسته بودند و سرريز آب ، گرداگرد اردوگاه ابو طاهر را فرا گرفته بود . پس روز سه شنبه را در آنجا بماند و با ياران خود به سوى « انبار » رفت . هيچ يك از ياران سلطان جرأت نكرد در پى او شود ، يا پل « زبارا » را ببندد تا از آن بگذرند . بريده شدن پل به پيشنهاد ابو هيجاء يگانه توفيق خدائى بود ، زيرا اگر اين پل درست بود ، ياران قرمطى از آن گذشته بغداد را مىگرفتند [ 1 ] ، چون ايشان از بسيارى سپاه سلطان بيمى نداشتند زيرا اينان پس از شنيدن گزارش رسيدن ابو طاهر به رود « زبارا » هنوز چشمى به ايشان نيفتاده به سوى بغداد گريختند ، پس از پيشامد اسير شدن ابن ابو ساج * چنان ترس همه را گرفته بود ، كه كسى انديشهء پايدارى در برابر قرمطيان را به دل خود راه نمىداد . ابو طاهر گروهى راهنما به همراه مىداشت و او را از بيرون شكستگاه رودخانه به سوى « انبار » بردند . چون ايشان اردوگاه خود را در « زبارا » رها كردند ، بانگ تكبير ياران سلطان بلند شد و براى على بن عيسى گزارش سلامتى خود و بازگشت ابو طاهر را فرستادند كه به « انبار » رفته و راه باز آمدن به اردوى خود را نيز ندارد ، چه رسد كه به يورش بر بخشهاى بغداد . در اين هنگام مونس به بار و بنهء ابو طاهر و ياران پس ماندهء او در كنار باخترى انبار چشم دوخت . او اميدوار بود كه ابن ابو ساج [ ابن ديوداذ ] را نيز آزاد سازد ، پس يلبق پردهدار خود را با چند سردار و غلامان ابن ابو ساج [ 2 ] با شش هزار مرد به گمان آنكه ابو طاهر نمىتواند از آب بگذرد بدانجا
--> [ ( 1 - ) ] M : زيرا وضع سياسى و نظامى آن روز با سقوط مدائن سه قرن پيش از آن تاريخ ، به دست عرب ، پس از اسير شدن هرمزان - خ 5 : 299 و پيشنهاد تخليهء بغداد و رفتن خليفه به خاوران ( خ 5 : 300 ) همچنانكه يزدگرد رفت شباهت بسيار دارد . جالب اينكه طقطقا در آداب سلطانيه ص ع 111 پ 108 سقوط بغداد به دست مغول را به سقوط آن به دست عرب تشبيه نموده است . [ ( 2 - ) ] M : متن : من غلمان ابن ابى الساج . . . - ساجيان خ 5 : 206 .