أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

219

تجارب الأمم ( فارسى )

خود رفت . مقتدر همان شب ، پوشاك‌هاى گرانبها و فرش و پول كه گويند بيست هزار دينار بها داشت برايش فرستاد و فردا * او را خلعت پوشانيد ، و در تشريفات آن مونس مظفر نيز با او سوار شد ، و چون به خانه‌اش رسيد ، على بن عيسى او را سوگند داد تا پياده شد و به خانه رفت . هارون بن غريب ، شفيع ، مفلح ، نسيم ، ياقوت ، نازوك و همه سرداران با او رفتند و تا به در خانه‌اش در « باب بستان » رسانيدند . هشام [ 1 ] كه على بن عيسى عليه او زده بود [ 2 ] ، از ترس به ديدارش نيامد تا با نامه‌نگارى به او دلگرمى داده ، به پيشگاهش كشانيده ، به او گفت : روش من چنان نباشد كه بدى كسان را به دل گيرم ، چون خدا مرا از صنعا رها كرد و به مكه برگشتم با خدا پيمان بستم كه با هيچكس كه در دوران وزيرى يا در بيچارگى ، به من بد كرد بد نكنم ، من همه را به خدا واگذار مىكنم . تو كه در خدمت به من پيشينهء بسيار دارى كه براى تو حقوق فراوان و به گردن تو وظيفهء بيشتر از آن مىنهد ، هر گاه تو آنها را به فراموشى بسپارى من نخواهم سپرد . على بن عيسى ديوان « سواد » [ 3 ] را به كلوذانى سپرده گفت : اين گرانمايه‌ترين ديوانهاست ، اگر تو را به جانشينى خودم باقى بدارم كس نمىتواند مانند تو به كارهاى اين ديوان رسيدگى كند ، سپس به كارگزاريها پرداخته ، كارگزاران را بگمارد و ديوانها را سازمان داد [ 4 ] . او كارهاى دارائى را به ابراهيم بن ايوب واگذار كرد تا آنها را در حضور او ثبت كند ، و بر كار خزانه دار [ 5 ] ، در پرداخت‌هاى روزانه كنترل نمايد ، و همه هفته * دفتر

--> [ ( 1 - ) ] M : شايد ابو القاسم هشام از ياران ابو الحسن بن فرات باشد ( خ 5 : 82 ، 178 ) . [ ( 2 - ) ] M . متن : « و كان قد ضرب على بن عيسى على هشام . . . » گويا مشكويه ، جملهء اصطلاحى تهرانيها را كلمه به كلمه ، به عربى ترجمه كرده باشد . [ ( 3 - ) ] M : ن . ك : خ : 5 : 224 پانوشت . [ ( 4 - ) ] ن . ك : وزراء : 314 . [ ( 5 - ) ] . متن : بيت المال .