أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

208

تجارب الأمم ( فارسى )

گزارش رويدادها كه به بر كنارى خاقانى از وزيرى انجاميد [ 1 ] چون ابو العباس بن خصيبى از پنهانگاه همسر محسن دختر حنزابه آگاه شده بود ، به او دستور داده شد كار او را بررسى * كند و دارائى او را بيرون كشد و او اين كار بكرد و هفتصد هزار دينار از [ همسر محسن ] در آورد [ 2 ] و به بيت المال ويژه ريخت ، و با اين كار پايگاهش نزد مقتدر بالا رفت و نامزد وزيرى شد . چون گزارش به خاقانى رسيد ، از ابن بعد شريك دستنوشت گرفت ، كه مىتواند فورا يكصد هزار دينار باقيماندهء دارائى محسن و همسرش را كه نزد خصيبى مانده است از وى بستاند . خاقانى اين دستنوشت را به پيشگاه رسانيد ولى چشم مقتدر را نگرفت . چون گزارش به ابو العباس خصيبى رسيد ، در يادداشتى براى مقتدر نادرستىهاى خاقانى و فرزند و دبيران او و تباه كردن دارائى دولت و كج سياستى او را نوشت و آن را با كسى براى مقتدر و بانو [ مادرش ] فرستاد . چون گزارش اين نامه و ياوه درائىهاى مردم به خاقانى رسيد ، بر دل مردگى و بيمارى كه او داشت بيفزود تا آنجا كه چند ماه نتوانست گوشت بره يا پرنده بخورد . او روزانه چهل درم نان مىخورد كه به بيست درم پائين آمد . تن و گونه و پاى او آماس نموده بود ، ولى او به رو نمىآورد و ماهانه يكى دو بار سوار شده به « دار السلطان » مىآمد ، در روزهاى تشريفاتى پسرش به جاى وى در موكب‌ها مىرفت . سواران براى ماهيانهء خود دست به آشوب زده به نمازگاه بيرون رفتند و نويدى كه گرفتند انجام * نيافت و دوباره باز گشتند و اين بار به چپاول انديشيدند . بغداد به آشوبى بزرگ نزديك مىشد . ياقوت پا به ميان نهاده ، يادداشت مقتدر به خاقانى را به ايشان نشان داد ، كه بايد ماهيانه را درست بپردازد و ياقوت آن را ضمانت نمود . مقتدر

--> [ ( 1 - ) ] براى پيش آمدهاى ميانهء او و نصر پرده‌دار و مونس ، ن . ك : صلهء عريب : 123 - 126 - 124 پ 6908 - 6911 . [ ( 2 - ) ] M : در خ 5 : 254 ، 262 خواهيم ديد كه اين همسر محسن كه پدرش جعفر بن فرات و مادرش حنزابه بود در اين زندان به همسرى شكنجه‌گر خود « افلح » در آمده است . اين جنايت خليفه نيز به گردن تنها خصيبى وزير نهاده شده است .