أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
209
تجارب الأمم ( فارسى )
براى خاقانى پيام داد كه حقوقها را بپردازد . او پاسخ گفت : نمىتواند بپردازد ، و چون بيمار بود ، پيامى ديگر برايش فرستاد كه يكصد هزار دينار آماده ساز تا من دويست هزار دينار بر آن بيفزايم و حقوقها پرداخت شود . او گفت : توان پرداخت يكصد هزار دينار را نيز ندارد . او هر گاه بتواند دستمزد پيادگان نوبتى و حق غلامان حجرى و پادوها و نايب پردهداران را بپردازد ، كارى دشوار را انجام داده است . مقتدر دستور داد سيصد هزار دينار از « بيت المال ويژه » در اختيار ياقوت نهادند تا آن را در ميان آنان پخش كند . مونس مظفر در واسط بود ، هنگامى كه سواران شوريدند ، مقتدر او را بخواست ، و چون بيامد امير ابو العباس [ 1 ] ، وزير خاقانى ، نصر ، و ديگر استاذان [ 2 ] و سرداران به پيشواز او رفتند ، پس به پيشگاه مقتدر رسيد و او از دست تنگى خود و ناتوانى خاقانى گفتگو كرد و راى او را براى بركنارى وى خواست . او گفت : دست نگاه دار تا او را ببينم . مونس خاقانى را ديد ، خاقانى ناتوانى خود را ، كه از بيمارى او سرچشمه دارد به او گفت . مونس * كه شانه خالى كردن خاقانى را ديد ، پيشنهاد كرد على بن عيسى را بياورند و به وزيرى بگمارند . مقتدر او را دور دانست . بانو [ مادر ] و خاله [ 3 ] ، ابو العباس خصيبى را پيشنهاد كردند . خاقانى دستگير شد و پسرش عبد الوهاب و اسحاق بن على قنائى و برادرش ، و ابن بعدشر و خاقان بن احمد بن يحيا بن خاقان پنهان شده ، ديگران آشكار ماندند . مدت وزيرى او يك سال و شش ماه بود . گزارش انگيزههاى وزيرى ابو العباس خصيبى : مقتدر ، ابو العباس خصيبى احمد بن عبد الله را در پنجشنبه يازدهم رمضان بخواند و
--> [ ( 1 - ) ] M : پسر مقتدر خ 5 : 98 ، 110 ، 263 ، 270 ، كه به نام « راضى » به خليفگى خواهد نشست ( خ 5 : 453 ) . [ ( 2 - ) ] M : متن : و سائر الاستاذين استاذ الدارها ، به جاى « أساتذة . » . [ ( 3 - ) ] M . متن : « فاشارت السيدة و الخالة » دو تن از چند تن رهبران پشت پردهء كشور در دوران مقتدر . ن . ك خ . 5 : 171 . برادر ايشان « غريب الخال » در پانوشت ص 111 ياد شد .