أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
207
تجارب الأمم ( فارسى )
بيرون شوند . سليمان يك هفته در شيراز بماند تا كار خود را رو به راه كرد . مسمعى و جعفر بن قاسم كرخى يك ميهمانى بزرگ بر پا كردند كه جشن و شادى آن دو روز به درازا كشيد و از گريختن سليمان كه در پوشاك يك پيك از شهر بيرون رفته بود ، آگاه نشدند . چون آن دو تن گزارش گريختن سليمان را براى خاقانى نوشتند به روى گران آمد . چون سليمان پنهانى به بغداد در آمد ، شايعات دربارهء وزير شدن وى بر زبانها افتاد . ابو على بن مقله در شيراز بماند تا همسرش [ در بغداد ] به كارمندان خاقانى متوسل شد و ، شفيع مقتدرى نيز به ايشان كمك كرد و خاقانى او را آزاد كرد * و اجازت رفتن به اهواز بداد و دويست دينار ماهيانه براى او مقرر داشت كه از آنجا بيرون نيايد ، و پس از مدتى كه آنجا ماند با ميانجيگرى گروهى از مردان اجازت آمدن به بغداد يافت . نيز در اين سال مونس مظفر دربارهء على بن عيسى با خاقانى گفتگو نمود تا براى ابو جعفر فرماندار يمن بنويسد كه به وى اجازت بازگشت به مكه دهد . خاقانى نيز نوشت و پوشاك و عطر و ابزار به بهاى پيرامون پنجاه هزار دينار برايش فرستاد ، ابو جعفر نيز اجازت داد و على بن عيسى با كاروان حج يمن به مكه آمد . چون رسيد خاقانى به پيشنهاد مونس او را به بازرسى مصر و شام [ 1 ] گمارد . همين كه على بن عيسى به مكه رسيد پيش از گمارده شدن به بازرسى مصر و شام ، نامهاى به وزير خاقانى نوشته او را براى وزيرى تبريك و براى مرگ پدرش ابو على [ 2 ] تسليت گفته خواهش نمود به فرزندانش رسيدگى و خانوادهاش را در ديه سرپرستى نمايد . خاقانى نيز پاسخ نيكو داد كه من حق دوستى تو را دربارهء خانواده و وابستگانت نه براى وضع تو و نه براى خود نمائى انجام دادهام .
--> [ ( 1 - ) ] فرماندار مصر در آن روز حسن بن محمد كرخى و فرماندار شام محمد بن حسن بن عبد الوهاب بود ( وزراء 309 ) . [ ( 2 - ) ] M : ابو على محمد بن عبيد الله بن يحيا بن خاقان در 299 به وزارت نشسته بود ( خ 5 : 82 ) .