أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

194

تجارب الأمم ( فارسى )

افتاد . [ 1 ] پس يك يك ديوانها را پرسيد و من گفتم : يحيا بن نعيم مالكى ، محمد بن يعقوب مصرى و اسحاق بن على قنائى هستند . گفت : خداوند اين وزير را با مردانى شايسته كمك كرده است . بازپرس ابن فرات ، ابن بعدشر بود كه با وى نرمى مىكرد . او نيز نويد داد كه همهء سپرده‌هاى خود را نشان دهد . او باز نرمى بيشتر نشان داد . ابن فرات خستوان شد كه يكصد و پنجاه هزار دينار نزد بازرگانان سپرده دارد . مقتدر دستور داده بود كه هر چه از ابن فرات مصادره شود به « بيت المال ويژه » و هر چه از كارمندانش مصادره شود در « بيت المال همگانى » واريز شود . چون * مالى كه ابن فرات بدان خستوان شد ، از بازرگانان گرفته شد ، دوباره ابن بعدشر از او پول خواست و چون گفت ندارم اندكى او را شكنجه داد ، ولى ابن فرات كسى نبود كه به شكنجه تسليم شود . پس ناگهان يكسره از سخن بازماند . هارون بن غريب به نزد مقتدر رفته گفت : خاقانى با سپردن ابن فرات به ابن بعدشر ، گناهى دربارهء سلطان مرتكب شده است . شايسته آن بود كه با وى نرم بيايد زيرا او كسى نيست كه به زور پاسخ گويد . مقتدر به خاقانى دستور داد كه بازپرسى از ابن فرات در حضور هارون بن غريب و با نرمى انجام گيرد . ابن بعدشر آب و نان را نيز براى ابن فرات تنگ گرفته بود . او برايش نان خشك و خيار و آب ولرم [ 2 ] مىفرستاد ، پس خوراك فراوان و آب يخ بسيار و ميوه فرستاد و از آنچه بر او گذشته پوزش خواسته ، سوگند ياد نمود كه او آگاه نبوده است . سپس خاقانى به وسيلهء خاقان بن احمد بن يحيا با نرمى براى او پيام فرستاد كه

--> [ = ] بوده است ( خ 5 : 256 ) . مقصود از سواد نيز روستاهاى ميان فرات و دجله بوده است كه آبشخور ايشان فرات ( سقى فرات ) يا دجله بوده است ( خ 6 : 515 ) و ( در خ 5 : 96 ) سواد برابر « بادوريا » نهاده شده است . [ ( 1 - ) ] M . متن : بحجره رمى . [ ( 2 - ) ] M . متن : خبز خشكار و قثاء و ماء الهواء . . .