أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

191

تجارب الأمم ( فارسى )

سرور ما امير مؤمنان گفتى مونس كشور را به ويرانى مىكشاند . پس او را به دار السلطان پائين برده دستور داد دو پسر و دبيران او را نيز آورده به نصر بسپرند . مردم براى دادخواهى از ابن فرات گرد آمده وابستگان بيچاره‌شدگان او نيز با ايشان آمده ، زارى مىكردند . مونس كوشيد ايشان را براند نتوانست و « طيار [ 1 ] » مونس را كه ابن فرات در آن بود سنگباران كرده فرياد مىكردند : « قرمطى بزرگ گرفتار شد و قرمطى كوچك بر جا مانده است » . چون بر در ويژگان رسيدند گروهى بسيار از « سميريه [ 1 ] » ها گرد آمده ابن فرات و دو پسرش را سنگباران كردند ، تا ناچار به سوى ايشان تيراندازى شد و برخى زخمى و پراكنده شدند و نصر ايشان را به نزد خود برد . مدت سومين وزيرى ابن فرات ده ماه و هيجده روز بود . سپس سرداران در دار السلطان گرد آمده * به تهديد پرداختند كه هر گاه ابن فرات در « دار الخلافه [ 2 ] » بماند ما همگى به نمازگاه بيرون خواهيم رفت . مقتدر با مونس و نصر رايزنى نمود . ايشان گفتند : براى آرامش سرداران بايستى ابن فرات را بيرون فرستاده به شفيع لؤلؤى بسپارى كه زندانى او باشد ، پس شفيع را بخواست و به او سپرد . گزارش وزير شدن ابو القاسم عبد الله بن محمد بن عبيد الله خاقانى : ابو القاسم عبد الله بن محمد خاقانى در روزگار وزيرى ابن فرات پنهان شده بود . پدرش ابو على نيز پيرى فرتوت و كم شعور شده [ 3 ] بيمار بود . پس چون پيشآمد حاجيان رخ داد ، ابو القاسم خاقانى بر ضد ابن فرات و پسر او محسن به كوشش برخاست و برنامه‌اى براى ايشان ريخت و نصر پرده‌دار و ثمل [ 4 ] قهرمانه و جز آنان نيز به وى

--> [ ( 1 - ) ] دو گونه قايق نهرى . ن . ك : پانوشت خ 5 : 59 . [ ( 2 - ) ] در اينجا نيز كار برد « دار الخلافه » به جاى « دار السلطان » نقل قولى از ديگران است . ن . ك : پانوشت خ 5 : 59 . [ ( 3 - ) ] متن : و تغير فهمه . ن . ك : صله عريب : 120 پ 6906 . [ ( 4 - ) ] از سال 310 ه به جاى ام موسى قهرمانه شد - خ 5 : 164 .