أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
192
تجارب الأمم ( فارسى )
كمك كردند . مونس پيش از آن ابو القاسم خاقانى را براى وزيرى پيشنهاد كرده ، مقتدر گفته بود : پدرش كشور را ويران كرد ، خودش كه از پدرش بدتر است ! ! بهتر است حسين بن احمد مادرائى را به وزيرى بگماريم . مونس گفت : او در مصر 2 ست و آوردنش مدت مىخواهد . نصر و ابن الخال * نيز به وى كمك كردند . پس مقتدر خاقانى را بياورده وزيرى و رهبرى ديوانها را به او سپرده خلعت پوشانيده به خانه فرستاد . مونس مظفر و هارون بن غريب با وى سوار شدند . گزارش آنچه پس از وزير شدن ابو القاسم خاقانى بر سر ابن فرات و كارمندانش آمد : ابو الحسن [ بن فرات ] گويد : چون او را چنان كه گذشت به شفيع سپردند ، شفيع به وسيلهء دبيرش « جمل » دربارهء چگونگى مصادره پيام فرستاد تا او را از چنگ دشمنان و از سپرده شدن به دست خاقانى و ابو العباس بن بعدشر [ 1 ] دبير خاقانى رها كند . ابن فرات در پاسخ گفت : تا هنگامى كه مقتدر اطمينان ندهد كه جان او در امان است و او را به يكى از آن گروه نخواهند سپرد ، تن در نخواهد داد . او به « جمل » دبير گفت : به فرمانده خود بگو [ 2 ] : من مبلغ يكصد و شصت و اند هزار دينار از اموال مصادره شده را به دست هارون گهبذ و فرزند او سپردهام . به خليفه گفته شود تا زودتر آن را به « بيت المال ويژه » برساند ، مبادا خاقانى آن را به دروغ فراوردهء كارهاى خود شمرد و در راههائى هزينه كند كه بايد از « بيت المال همگانى » هزينه شود . شفيع به زودى سوار شده رفت و مقتدر را آگاه كرد * . او فورا كسى به دنبال دو گهبذ [ 3 ] فرستاد كه به خانهء خاقانى رفته شاد باش مىگفتند و هنوز از سپردهها گفتگوئى به ميان نياورده بودند . ايشان نيز آمده بدهى را پذيرفتند و آن را آورده به « بيت المال ويژه » پرداختند . مقتدر به نصر پردهدار دستور داد فرزندان ابن فرات و دبيرانش را به خاقانى بسپارد ، كه سپرد و دستنوشت او را بدان بگرفت . خاقانى نيز ايشان را به ابو العباس
--> [ ( 1 - ) ] M : نقد شر ( صلهء عريب 120 ، پ 6906 ) . [ ( 2 - ) ] ن . ك : وزراء : 124 . [ ( 3 - ) ] M . متن : « فوجه الى الجهبذين . » مقصود پدر و پسر صراف است .