أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
180
تجارب الأمم ( فارسى )
به بانو [ 1 ] پناهنده شده دادخواهى نمود * . او با پسرش [ مقتدر ] گفتگو كرد كه : ابن فرات مونس را كه شمشير و پشتيبان تو بود از تو دور كرد و اكنون مىخواهد پردهدار تو را دور كند تا تو را به كيفر رفتارى كه با او كردى برساند ، تو دارائى او را گرفتى ، آبرويش را بردى ! من در شگفتم ، هر گاه او بخواهد به تو آسيب رساند ، يا تو را بر كنار سازد ، از كى كمك خواهى گرفت . بويژه پس از آن سنگدليها كه او و پسرش محسن از خود نشان دادند ! نصر به خانه رفته ، دارائى خود را ميان دوستان سپرده نهاده [ 2 ] خود نيز پنهان شد ، تا بانو براى او پيام و دستور داد كه به خانه باز گردد . پس مطمئن شده بازگشت . ولى باز هم براى ابن فرات و پسرش فروتنى بسيار مىنمود ، و ابن فرات ، به بدبين كردن مقتدر از او ادامه داد تا به دستگيرى او تن دهد . او مىگفت : نصر از راه دشمنى ، ابن ابو ساج را به سركشى وا داشت و پنج ميليون دينار از درآمد بخشهاى او به دستگاه زيان زد . چون ذى حجه اين سال فرا رسيد گزارشى به ابن فرات رسيد كه ابن ابو ساج احمد بن على صعلوك را كشته سر او را به بغداد مىآورد . محسن به خانهء مقتدر رفته ، از مفلح خواهش نمود تا او را دور از نصر پردهدار به پيشگاه مقتدر رسانيد و او مژدهء پيروزى را به او رسانيده گفت : نصر پرده دار از اين پيروزى ناخرسند است و آن را پنهان كرده است ، چون او دشمن ابن ابو ساج است و اين كينهتوزى بود كه * ابن ابو ساج را بر ضد دولت برانگيخت .
--> [ ( 1 - ) ] M . متن : فلجأ الى السيدة : او مادر مقتدر و يكى از پنج تن رهبران پشت پردهء كشور به شمار مىرفته است . - خ 5 : 171 . [ ( 2 - ) ] M : سپردن دارائى روشى معمولى براى نگاهدارى آن بود . كسانى كه در معرض گرفتارى سياسى بودند بخشى از دارائى خود را به دوستانى در پنهان مىسپردند تا به مصادرت نرود . در اين كتاب ديديم هر وزير كه بر كنار مىگرديد ، زير شكنجه نهاده مىشد ، تا جاى دارائى و جاى سپردههاى خود را نشان دهد . در خ 5 : 84 ابن فرات زير شكنجهء ابن ثوابه كارمند وزير خاقانى ، در خ 5 : 135 ابن فرات پس از دومين وزيرى ، زير شكنجهء حامد وزير ، در خ 5 : 188 حامد زير شكنجهء ابن فرات در وزارت سوم ديده مىشوند .