أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

174

تجارب الأمم ( فارسى )

سپس [ 1 ] به على بن عيسى گفت : ابو احمد دبير امير مؤمنان و بر كشيده او بود ( و ارزش و پايگاه او و كارها كه به دو واگذار شده است بيان نمود ) . على بن عيسى نيز به پوزش خواستن از بيانى كه كرده بود پرداخت [ 2 ] . على بن عيسى همراه شفيع برخاسته [ به لب دجله رفت ] . شفيع او را در بالاى « طيار » خود جا داده به سوى خانهء خود برد . ابو الحسن [ 3 ] بن ابى هشام مىگفت : او در نشست بازپرسى على بن عيسى بود و ديد كه حسن بن دولت [ 4 ] پسر ابو الحسن بن فرات [ وزير ] بيامد و على بن عيسى براى وى برخاسته سر و چشم او را بوسه داد . اين چاپلوسى به ديدهء ابن فرات سنگين آمده گفت : اى ابو الحسن [ على بن عيسى ] چنين مكن ! او فرزند تو است . ابن فرات قلمدان را باز كرده [ 5 ] يادداشتى براى هارون بن عمران گهبذ نوشت كه : ده هزار دينار ، مطالبه ناكرده به ابو الحسن على بن عيسى بدهد تا براى مجازات بپردازد ، به پسرش محسن نيز گفت : تو هم چيزى بنويس ! كه او نيز يك هزار دينار بنوشت . پس بشر بن هارون را خواسته تا يك رسيد براى على بن عيسى نوشت ، كه اين سه هزار دينار را بابت مجازات پرداخته است * . على بن عيسى سپاسگزارانه بيرون شد . على بن عيسى هيچگونه كمك پولى براى پرداخت مبلغ كيفر خواست ، از هيچ يك از دبيران كه هر يك به اندازهء توانشان چيزى آورده بودند نپذيرفت مگر از ابن فرجويه و دو فرزند ابن فرات ، فضل و حسين كه از هر يك اين دو ، پانصد دينار پيشكش را پذيرفت ابو الهيجاء بن حمدان نيز ده هزار دينار فرستاد ، كه آن را پس داده گفت : اگر در فرماندارى فارس مانده بودى مىپذيرفتم ، ولى اكنون مىدانم كه اين ، همهء دارائى

--> [ ( 1 ، 2 ) ] : اين سه سطر پايان بازپرسى ابن فرات وزير ، از على بن عيسى با عبارت پيش از آن سازش ندارند و افتادگى را در متن نشان مىدهد . [ ( 3 - ) ] M : گويا همان ابو الفرج باشد . ( - خ 5 : 197 ) [ ( 4 - ) ] M : دولت كنيز ابن فرات و مادر پسر او حسن است ( . خ 5 : 128 و 141 ) . [ ( 5 - ) ] M . متن : ثم فتح دواته و وقع الى هرون . . .