أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

172

تجارب الأمم ( فارسى )

ولى پس از تبعيد او به مكه ، نزديك پنجاه هزار دينار از آن برداشت شد . ابو الفرج مىگفت : از « همانى » واسطى شنيدم كه ابو الحسن على بن عيسى به ابو عبد الله بريدى پرخاش كرد كه : اى ابو عبد الله آيا از خدا نترسيدى در دار السلطان در برابر همهء ما آن سوگندان ياد كردى كه ، برداشت تو و برادرانت از آبادى خودتان در واسط ، ده هزار دينار است ، در صورتى كه « همانى » در جدولى كه براى من فرستاد آن را سى هزار دينار نوشته است . ابو عبد الله [ بريدى ] گفت : من در اين رفتار از سرور خود [ على بن عيسى ] پيروى كردم كه چون ابو الحسن بن فرات ، مبلغ برداشت او را از ديه خود پرسيد ، در پاسخ راست نگفت و پنهانكارى كرد * . من مىدانم كه مردى دين‌دار چون او اگر « تقيه » از ترس ستمكار را جايز نمىدانست ، آن سوگند را ياد نمىكرد . گوئى با اين پاسخ سنگى بر دهان على بن عيسى زد . باز گرديم به دنبال گزارش رفتار على بن عيسى و ابن فرات : مقتدر از سپردن على ابن عيسى به ابن فرات خوددارى كرد . على بن عيسى گفت : من تا از خانهء خليفه بيرون نروم نمىتوانم مجازاتها را بپردازم . محسن دو بار او را بياورد و با خوشزبانى از او پول خواست ولى او جز بهاى يك خانه كه فروخت چيزى نداد ، پس محسن او را به زنجير كشيد . هنگامى كه نصر [ حجرى پرده‌دار ] چنان ديد از آنجا بيرون رفت . و چون محسن از او خواستار مال شد ، گفت : اگر مىتوانستم كه به زنجير كشيده نمىشدم . محسن جبهء پشمين [ 1 ] به دو پوشانيد ولى او بر سخن خود ايستادگى كرد ، پس ده سيلى بر روى او زدند . نازوك [ 2 ] از جا برخاست كه برود . محسن پرسيد : چرا مىروى ؟ گفت : نمىخواهم شكنجهء اين پيرمرد را ببينم ! على بن عيسى را به زندان باز گردانيدند . چون گزارش شكنجهء على بن عيسى به ابو الحسن بن فرات رسيد خشمگين شده به پسرش گفت : تو با اين كار بر ما جنايت كردى ، بهتر بود به زنجير كردن او بسنده مىكردى !

--> [ ( 1 - ) ] M وسيله‌اى براى شكنجه بود كه در پانوشت خ 5 : 170 و 388 ياد شده است . [ ( 2 - ) ] M : از سرداران غلامان حجرى خ 5 : 330 و رئيس پليس بغداد خ 5 : 162 .