أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

160

تجارب الأمم ( فارسى )

و از آن نشست برفت . پس از رفتن ابن رنداق دل حامد بشكست و زبانش نرم شد و ابن فرات را با لقب وزير خواند و فروتنى * آشكار كرد . ابن فرات به يحيا بن عبد الله قهرمان خانه‌اش دستور داد ، خانه‌اى بزرگ را براى حامد به درستى فرش كند و خوراكى و آشاميدنى خوب و پوشاك شايسته برايش فراهم دارند و همانند دوران وزيرى به او خدمت كنند ، و در تنهائى دو سياهپوست اعجمى [ 1 ] به خدمت او بگمارند ، دستور داد ، هنگام خوراك او را مأنوس دارد و ميزبانان و آشپزان مورد اعتماد به دو دهد ، يحيا نيز چنين كرد . سنجش رفتارى كه با حامد كردند و آنچه او نمود : هنگام عصر آن روز ، عبد الله بن فرجويه و احمد بن حجاج بن مخلد ، داماد موسا بن خلف بر حامد درآمدند . حامد در روزگار وزيرى شكنجه‌اى به ايشان داده بود كه مانندش شنيده نشده بود ، پس در آنچه كرده بود از او گله نمودند ، او منكر شد كه ايشان را ديده باشد و چون پيگيرى نمودند در پاسخ گفت : شما خيلى سخن مىگوئيد و من يك جمله مىگويم : هر گاه آنچه من بنابه گفتهء شما با شما و مردم ديگر انجام داده‌ام فرايندى نيكو براى من داشته است ، شما نيز پيش از آن را انجام دهيد و اگر بد بود و مرا بدين روز نشاند ، كه شما بر من چيره شده‌ايد ، پس شما از آن پرهيز كنيد ! خوشبخت كسى است كه از سرگذشت ديگران پند گيرد . * ايشان آن سخنان با ابن فرات گفتند . او سخن حامد را تأييد كرده گفت : مردانگى و آزمودگى او انكارپذير نيست ولى او مردى جهنمى است ، خونريزى و شكنجهء مردم بسيار كرده است . ثابت [ 2 ] در كتاب تاريخ خود گويد : و اين از شگفتيها است كه ابو الحسن بن فرات

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : خادمين اعجميين . گوئى برده هر چه نادان‌تر ، پسنديده‌تر بوده است . [ ( 2 - ) ] M : همان ثابت بن سنان بن ثابت است ( خ 5 : 94 و پانوشت 564 491 .