أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

161

تجارب الأمم ( فارسى )

اين سخن بگويد و سخن حامد را درست داند و حامد را براى شكنجه‌گرىها ، جهنمى شمرد ، ولى با همهء بزرگوارى و رادمنشى و خوشخوئى و گذشت دربارهء همه كس ، چگونه به پسرش محسن پرخاش نمىكند ، كه بر كارهاى بسيار زشت حامد بن عباس [ 1 ] كه مورد خرده‌گيرى است صدى صد [ 2 ] بيفزود ، چرا به او نگويد : « خوشبخت كسى است كه از سرگذشت ديگرى پند گيرد . » ؟ كسى كه آگاهانه و پس از يادآورى ، گامى ناشايست بردارد ، ديگر است ، و كسى كه نادانسته به كارى بد دست يازد ديگر [ 3 ] . ابن فرات سپس براى حامد پيام فرستاد كه بايد به دويست هزار دينار بدهى . اقرار كند ، كه يكصد هزار آن نزد گهبذ او ، ابراهيم بوده است ، زيرا او دانسته بود كه گهبذ بدان اعتراف نموده است . محسن از راه مونس ، خادم حامد نيز به چيزى دست يافته ، براى مقتدر نوشته بود كه او بىشكنجه و بازپرسى بدان خستوان شده است * . او مقتدر را به دارائى بسيار حامد بر سر طمع آورد ، و از مونس پس از شكنجه‌هاى بسيار چهل هزار دينار بگرفت . گروهى از وابستگان او نيز به مجازاتهائى ديگر محكوم و مصادره شدند . ابن فرات حامد را در پيشگاه فقيهان ، دادرسان ، دبيران [ 4 ] بازپرسى نمود و به

--> [ ( 1 - ) ] ن . ك : وزراء 105 . [ ( 2 - ) ] M . متن : و قد زاد عليها للواحد واحدا . . . [ ( 3 - ) ] M . براى شكنجه‌گرى محسن ابن فرات به دستور خليفه ، ن . ك : خ 5 : 175 / 185 و 232 و 199 . [ ( 4 - ) ] نگارندهء تكمله مىافزايد : كه در ميان آنان نعمان بن عبد الله ديده مىشد . او به تازگى از كار دولتى توبه كرده بود و با طيلسان به آن نشست درآمد . بازپرسى ابن فرات از حامد به درازا كشيده ، به او گفت : پيمانى كه تو در دوران وزيرى خاقانى سال 299 ه . بستى ، از ديدگاه فقيهان و دبيران نادرست است ، زيرا تعهدى ناشناخته است ، كه تو بهاى غله‌اى كشت ناشده را تعهد نموده‌اى . حامد گفت : تو خود نيز چنين پيمانى را دربارهء كارگزارى صدقات و روستاهاى بصره و سواد دجله . با من بسته‌اى ! ابن فرات گفت : در بصره غله اندك است و تو بهاى ميوه را تعهد كردى نه غله را . حامد گفت : چه كسى فروش ميوهء درخت را پيش از رسيدن روا و در كشتزار ناروا مىداند ؟ پس محسن به حامد گفت : كلوذانى [ خ 5 : 146 : كلواذى ] دبير تو و دبيران وى دربارهء آن پيمان بر ضد تو گواهى مىدهند . گفت : ايشان همگى اكنون دبيران وزير هستند . . . ( در متن سفيد است ) ابن فرات از استدلال بماند و حامد گفت : پس