أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
157
تجارب الأمم ( فارسى )
آزاد نماند . نازوك رفت ولى نابجا . همين كه نخستين گروه از كارمندان و چارپايان و غلامان حامد را ديد دستگير كرد . پس خبر به حامد رسيد و پنهان شد . همراهان نازوك برخى ابزار و كالاهاى گروه حامد * را چپاول كردند و در آن نامهها و برنامهء كارهاى او را يافته به پايتخت بردند . مقتدر دستور داد همهء نامهها و برنامهها را به ابن فرات ، و كالاها را به انبار و چارپايان را به اصطبلها سپردند . ابن فرات در آن نوشتهها ، به نامههائى شگفتانگيز كه از طرفدارانش در بغداد به او رسيده بود دست يافت . پس همه را دستگير كرد . هنگامى كه گزارش آمدن حامد از واسط به سوى بغداد به ابن فرات رسيد ، دستور داد ابراهيم گهبذ حامد را در بغداد ، به ظاهر زير نگهبانى نهادند ، و چون كارمندان حامد دستگير شدند ، ابن فرات به هشام دستور داد كه با گهبذ گاهى نرمش و گاه سختگيرى كند و جاى سپردههاى حامد را بجويد . هشام چنين كرد و گهبذ به زودى خستوان شد كه حامد نزد او يكصد هزار دينار زر دارد و سوگند ياد كرد كه جز آن ، نه از حامد ، نه از وابستگان او ، سپردهاى نزد او نيست . ابن فرات به او امان و نويد داد ، كه او را به محسن نخواهد سپرد . ابن فرات گزارش اين يكصد هزار دينار را به مقتدر نداده بود كه حامد را به وى سپردند . در ماه رجب [ 311 ] گزارشى پخش شد كه : حامد هنگامى پنهان شد ، كه مقتدر به او نامه نوشت و بر آن گونه بيرون آمدنش از واسط پرخاش كرد و دستور داد ، پنهان به بغداد آيد تا مقتدر را مطمئن سازد و براى مبلغى كه مىتواند * از ابن فرات و محسن و كارمندان و دبيرانشان بيرون آورد ، به مقتدر دستنوشته دهد ، تا مقتدر آنان را به حامد بسپرد [ 1 ] .
--> [ ( 1 - ) ] M : پخش چنين خبر خود نشان دهندهء نظر مردم آن روز بغداد دربارهء خليفهء نيمه گنوسيست فرزند معتضد است ، كه در ميان سنيان طرفدار فرزندان متوكل و مسلمان گنوسيست ، دو دوزه بازى مىنموده است .