أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
151
تجارب الأمم ( فارسى )
« سيزده ميليون » ولى ننوشتم چيست ! و كى ضامن است ؟ [ ثوابه ] گفت : بنويس دينار تا سوگند من نشكند ! من نوشتم « دينار » و روى آن خط زدم و يادداشت را خوردم و گفتم : ذمهء تو از سوگند برى شد ! و بهانهاى ديگر ندارى ! هر چند كوشيد دوباره بنويسم نپذيرفتم . فرداى آن روز همراه با ام موسا به زندان آمد و از من خواستار نوشته شد و ناسزاى بسيار گفته مرا زناكار خواند . من به « طلاق » و « عتاق » [ 1 ] سوگندان ياد كردم كه از سى و اند سال گذشته تا كنون به چنين گناهان نيالودهام ! من از او خواستم كه چنان سوگند ياد كند كه با آن غلام بچه كه پشت سر او ايستاده است ، ديشب آميزش نداشته است . ام موسا به نشان شرم روى خود بپوشانيده پرخاش كرد . ابن ثوابه به او گفت : « دارائى كه پشت سر دارد ، او را چنين دلير كرده است . داستان او * مانند « آرايشگر و كسرى » يا « خونگير و حجاج بن يوسف » [ 2 ] است . اى ام موسا بايد از سروران [ 3 ] اجازت شكنجه كردن او را بگيرى تا دارائى خود را نشان دهد . ابو الحسن گفت : از سروران : مقتدر ، مادرش ، خالهاش ، خاطف و دستنبويه ، ام ولد معتضد [ 4 ] را خواسته است . زيرا اينان در روزگار كودكى مقتدر كارهاى كشور را رهبرى مىكردند . ابن فرات مىگفت : ام موسا رفت و بازگشت و به ابن ثوابه گفت : ديدگاه تو درست است و دست تو دربارهء او باز است . من در اطاقى تنگ بودم كه سخت
--> [ ( 1 - ) ] M : دو گونه سوگند بود كه ياد كنندهء آن مىگفت : اگر دروغ گفته باشم همسرم به طلاق و بردگانم آزاد باشند ، و حكم دادگاه بدان داده مىشد . [ ( 2 - ) ] ن . ك : وزراء 106 . [ ( 3 - ) ] M . متن : فاستأمرى السادة . . . [ ( 4 - ) ] در متن خطى : مقتدر ، تصحيح از « آمد روز » است . تأثير اين اشخاص پشت پرده در سياست همواره مورد اعتراض وزيران و سرداران بوده است ( خ 5 : 73 / 264 / 312 ) نام مادر مقتدر در پانوشت خ 5 : 475 شغب ديده مىشود . غير از ام ولد معتضد كه تأثيرش در رسانيدن خاقانى به وزارت در ص 71 گذشت ، ام موسا قهرمانه ( ص 70 ، 72 ، 76 ) و زنان ديگر نيز در سياست مداخله داشتند .