أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

118

تجارب الأمم ( فارسى )

على بن عيسى بوده است ، يا ايشان پولها را به او رسانيده‌اند ، پس به گردن او است ، كه بپردازد ، يا نرسانيده‌اند ، پس بر گردن اين كارگزار مىباشد . ديگر آنكه : اين مرد خستوان است كه در روزگار نخستين وزيرى من ، مالياتى را به مبلغ چهار صد هزار دينار از مردم گرد آورده است * و مىگويد كه آن را آورده به من داده است ، پس او يك اقرار بر خود نموده و يك ادعا از من دارد ، و من ادعاى او را منكر هستم . دستور خدا و رسول و فتواى فقيهان در چنين موارد نيز آشكار است . حامد در برابر ، ناسزاى زشت داد ، ابن فرات گفت : تو بر بساط قدرت در دولتخانه نشسته‌اى ، برابر تو ، نه خرمن است كه بكوبى ، نه كارگرى است كه ناسزاگويى ، نه پهلوانى است كه مشت بزنى ! سپس به شفيع لؤلؤى رو كرده گفت : از گفتهء من بايد به سرور من [ خليفه ] بنويسى : آنچه حامد را به انديشهء وزير شدن ، كه شايستگى آن را نداشت ، بياورد ، آن بود كه من بيش از يك مليون دينار ماليات بابت افزايش درآمد او از برداشت پيمان واسط از وى خواستار شدم ، و چون پيگيرى كردم ، او انديشيد كه با وزير شدن ، از زير بار آن و پرداختهاى ديگر بگريزد . اكنون او هم وزير و هم پيمانكار است و اين خود نخستين گام در نادرستى و دزدى مىباشد . حامد بن عباس دستور داد : ريش اين مرد را بكنيد ! ليكن هيچكس دستور را انجام نداد ، پس خود برخاسته ريش او را گرفته بكشيد . پيش * از ناسزاگوئى حامد و دست درازى او به ريش ابن فرات ، گفتگو به آنجا رسيده بود كه حسين بن احمد مادرائى نوشته داد كه هر گاه ابن فرات به او سپرده شود ، پانصد هزار دينار خواهد پرداخت . حامد ، ابن مقله را نيز پيش از نشست بازپرسى ، ديده و ابن مقله نويد داده بود كه رو در روى ابن فرات گواهى دهد كه پانصد هزار دينار پس انداز سپردهء ابن فرات را در روزگار وزيرى او ، در دفترها ثبت كرده است . ولى ابن مقله در نشست بازپرسى نيامد ، و در پاسخ پيام حامد كه خواستار آمدن براى انجام دادن نويد بود ، گفت : من با ابن فرات رو به رو نمىشوم ولى گواهى را با دستنوشته مىفرستم ، حامد خشمگين