أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

111

تجارب الأمم ( فارسى )

وزير از سوى سلطان پاسخ داد كه از راه مهربانى بر مسلمانان و براى رهائى و آزاد كردن اسيرانشان و فرمانبردارى از خداى عز و جل * اين را مىپذيرد و مونس را براى اين كار خواهد فرستاد . چون از نزد او بيرون آمدند ، روپوش خز زر دوخت [ 1 ] و دستار براى آن دو ، خلعت فرستاده شد خلعتى هم براى ابو عمر روانه گرديد . كه او نيز همراه ايشان سوار شده برفت و سپاه همچنان در بسيج بود . پس اسيرانى رومى كه دو فرستاده مىشناختند براى ايشان باز خريد شدند ، و يكصد و هفتاد هزار دينار به او [ مونس خادم ] و سردارانى كه همراه او فرستاده شدند از بيت المال پايتخت پرداخت شد ، و به كارگزاران در راه او نوشته شد تا هر گونه نياز ايشان را برآورند . براى هر يك از دو فرستاده نيز بيست هزار درم روانه شد . پس همه با مونس و ابو عمر [ ترجمان ] بازگشتند و باز خريد [ فداء ] اسيران در همين سال به دست مونس انجام يافت . در اين سال نيز ابو الهيجاء عبد الله بن حمدان و برادرانش از زندان دار السلطان آزاد [ 2 ] شدند و « خلعت رضامندى » پوشيدند . و در آن سال بود كه ابو العباس بن عمرو غنوى درگذشت . او عهده‌دار كارهاى جنگى و معونت در « ديار مضر » بود كه « وصيف بكتمرى » را به جاى وى گماردند اما نتوانست درست كار كند ، و جنى صفوانى را به جاى وى نهادند كه كارها را سامان داد [ 3 ] . سال سيصد و ششم آغاز شد در اين سال ابو الحسن بن فرات وزير دستگير شد . مدت دومين وزيرى او يك سال * و پنج ماه و نوزده روز بود .

--> [ ( 1 - ) ] M : متن : مطارف خز مذهبة . [ ( 2 - ) ] M : به سال 304 به زندان افتاده بود ( خ 5 : 105 ) . [ ( 3 - ) ] نگارندهء تكمله مىافزايد : در اين سال سبكرى پس از آزادى از زندان درگذشت و غريب الخال نيز بمرد . ابن فرات جنازهء او را در خانه‌اش در « نجمى » تشييع كرد . نيز در اين سال دادرسى حرمين [ مكه - مدينه ] به ابو عمر واگذار شد .