أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

109

تجارب الأمم ( فارسى )

آمده بود از ابو الحسن بن فرات خواستار شد كه با ايشان ديدار كند ، او نيز روزى را معين كرد . وزير دستور داد از در خانهء صاعد تا كاخ پيمان بستهء او در « مخرم [ 1 ] » سپاهيان رده بندى كنند . غلامان و سربازان و نايب پرده‌داران رسمى از در خانه تا اطاق پذيرائى بايستند و اطاقى زرينه سقف كه در خانهء « دار البستان » بود ، با فرشهاى گرانبها و شگفت‌انگيز ، بپوشانند . پرده‌هائى فرش نما به بهاى سى هزار دينار بر فرشها و پرده‌ها افزودند . از هيچ آرايش و زر و زيور دادن به خانه كوتاهى نكردند . [ ابن فرات ] بر يك جا نماز بزرگ نشسته بر يك پشتى بلند تكيه داده ، خدمتگزاران پشت سر و پيش رو و دست راست و چپ او ايستاده ، سرداران و دوستان فراخناى خانه را پر كرده بودند . چون دو فرستاده به در آمدند ، انبوه سپاه و مردم دل ايشان را فرو ريخت . چون به حياط همگانى رسيدند ، پرده‌دار ايشان را در رواق آنجا نشانيد ، تا انبوه مردان را در فراخناى خانه ببينند . سپس آنان را به راهروى دراز در پشت رواقها برد تا به صحن « بستان » رسيدند . پس به سوى اطاق پذيرائى كه * وزير در آن نشسته بود بردند ، با فر و شكوه مجلس آراسته به فرشها و انبوه مردم ، ديدگاهى شگفت‌انگيز برابر خود يافتند . ابو عمر بن عبد الباقى همراه و ترجمان دو زبانهء آنان بود . در اين هنگام نزار بن محمد فرمانده پليس [ 2 ] و همهء افرادش در آمدند . پس دو فرستاده روبروى وزير ابو الحسن بن فرات ايستاده سلام گفتند و ابن عبد الباقى گفتهء آن دو را براى او و پاسخ او را براى آن دو ترجمه كرد . خواست دو فرستاده ، باز خريد اسيران ، و درخواست از مقتدر بود كه آن را بپذيرد . وزير به ايشان فهماند كه نيازمند گفتگو با وى و سپس اجراى دستور اوست . آن دو خواستار

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : الى الدار التى اقطعها بالمخرم : در خ 5 : 91 و 129 دار الوزارة بالمخرم ، در خ 5 : 64 و 172 داره بسوق العطش ديده مىشود كه اين خانهء شخصى او بوده است . [ ( 2 - ) ] M . در سال 307 از فرماندهى پليس بغداد برداشته شد ( خ 5 : 143 ) و سپس عهده‌دار حرمين بوده است ( خ 5 : 162 پانوشت ) .