أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

101

تجارب الأمم ( فارسى )

نحرير كوچك و گروهى مانند آنان ديده مىشدند . ابن ابو ساج بر او تاخته او را شكسته ، گروهى از يارانش را دستگير به رى برده به نمايش مردم نهاد . و چون مونس خادم از مرز [ 1 ] باز گشت او را براى جنگ با ابن ابو ساج به سوى رى فرستادند ، به همهء سرداران در راه دستور داده شد كه به وى پيوندند . احمد بن على صعلوك [ 2 ] نيز به دو پناه برد و از او پذيرائى شايان شد . بخشهاى رى را از خاقان مفلحى گرفته به نحرير كوچك واگذاشتند . ابن ابو ساج در نامه‌هاى پى در پى خود در خواست بخشش مىنمود [ 3 ] و آمادگى خود را براى پرداخت هفتصد هزار دينار خالص براى كارگزارى خراج و روستاهاى خورهء رى و بخشهاى آن ياد آور مىشد و اين غير از ماهيانهء دوستان در آن بخشها و غير از هزينه‌هاى * هميشگى بود [ 4 ] ، ولى مقتدر به خواستهء او پاسخ نداد ، او در نامهء ديگر پيشنهاد نمود كه در رى بماند و تنها معونت و جنگ آنجا با او باشد و سلطان كسى را بر كار صلاة ، خراج ، ديه‌ها [ 5 ] ، احكام ، چاپار ، خبرگزارى [ 6 ] خرايط [ 7 ] صدقات ، به اينجا بفرستد ، ولى مقتدر بر سخن خود ايستادگى نمود ، كه هر چه بپردازد ، يك روز هم او را به كار « رى » بر جا نمىگذارد ، زيرا كه او بىدستور بدانجا شده است . چون ابن ابو ساج چنين ديد ، خراج سال 304 رى را در اندك مدت گرفته و بخشهايش را رها كرده رفت و « وصيف بكتمرى » عهده دار رى و قزوين شد . ابن ابو ساج راضى شد كه فرمان كارگزارى او براى همان بخشهاى پيشين داده شود ، ابن فرات نيز آن را پذيرفته ، تعهد داد كه پولى چشم گير ، از اين راه به بيت المال برسد ، ولى

--> [ ( 1 - ) ] متن : قدم مونس الخادم من الثغر . . . [ ( 2 - ) ] M . گويا همان محمد بن على صعلوك [ خ 5 : 114 ص 100 ] يا برادر او باشد . [ ( 3 - ) ] M : سرنوشت سلفش بابك با افشين در وى اثر منفى نهاده بود . [ ( 4 - ) ] M . متن : سوى ارزاق الاولياء . . . و النفقات الراتبة . [ ( 5 - ) ] M . متن : و الضياع - جمع ضيعه ، كه شايد معرب ديه باشد ، زيرا كه ريشه ( ض - ى - ع ) در زبان عربى به معنى نابودى است نه آبادى . [ ( 6 - ) ] M . متن : البريد و الخبر . [ ( 7 - ) ] M : از پهلوى كريتا .