أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

91

تجارب الأمم ( فارسى )

مىخواهى ايستادگى كنى ، من بر ضد دشمن سلطان كه نعمت او را انكار كرده از خدا كمك مىخواهم . البته اگر در برابر حقيقت سر فرود آرى ، و به راه راست آيى * و از رفتار كنونى دست بردارى بهتر است ، ولى اگر سرپيچى كنى و به ياوه سرائى بايستى ، قبيلهء « مضر » را بر سر تو خواهم فرستاد ، و به مردان سلطان با همه فراوانى و توانائى كه دارند ، رنج روبرو شدن با فرومايگان تو را نخواهم داد ، نه از ترس ، بلكه چون شما را شايستهء هماوردى نمىبينم ! من فرستادهء تو را زير نظر نهاده اجازهء بازگشت نمىدهم تا گزارش كار حسين برسد . سپس [ به بغداد ] گزارش رسيد كه مونس [ خادم ] به راه افتاده رو به روى جزيرهء ابن عمر فرود آمده است و حسين با بار و بنه و فرزندان و دارائى به سوى ارمنستان مىرود . پس سپاهيان حسين از او بريده و باز گشته و كم كم به سوى مونس پيش مىآيند . نامهء مونس [ خادم ] نيز رسيد كه از افسران حسين [ حمدانى ] و غلامان و و ويژگان و سران ايشان هفتصد سوار به او پناهنده شده و او به بيشتر آنان خلعت داده تا هديه و خلعتهاى او ته كشيده است و مىكوشد براى نيازهاى آينده چيزهائى فراهم سازد . سپس نامهء او رسيد كه حسين بن حمدان را با همهء خانواده و بيشتر يارانش دستگير كرده ، بر همه دارائى و زمينهاى بنى حمدان دست نهاده است ، پس مونس [ خادم ] همراه با حسين و پسرش به بغداد در آمدند . دو روز بعد حسين را از باب شماسيه تا « دار السلطان » گردانيدند . او را بر نقنق بر پشت شتر دو كوهانه [ 1 ] سر پا بسته بودند . پسرش را نيز بر شترى ديگر نهاده ، برنسها [ 2 ] بر سر ايشان نهاده ، پيشاپيش امير ابو العباس پسر مقتدر * و وزير ابو الحسن على بن

--> [ ( 1 - ) ] M : متن : « مصلوبا على نقنق بأعلى ظهر فالج » نقنق شتر مرغ است و كنايت از چوب دو شاخ كه انسان را براى شكنجه بر آن مىبستند . [ ( 2 - ) ] M : نوعى كلاه بلند .