أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

90

تجارب الأمم ( فارسى )

داد كه در بازگشت از مصر به « ديار مضر » رود و احمد بن كيغلغ و على بن احمد بن بسطام و عباس بن عمرو را همراه ببرد تا نابسامانى را از آنجا براندازد و مرزهاى آن را استوار دارد ، به ويژه « جزيره » را كه يورش روميان بر دژ « منصور » در آنجا ، و به اسيرى بردن مردمان پيرامن آن ، سخت بر مردم گران آمده بود ، زيرا سركشى حسين بن حمدان مردم را از « غزاى تابستانى [ 1 ] » باز داشته بود . چون رائق با حسين بن حمدان رو به رو شد ، حسين او را شكست داد و رائق به سوى مونس رفت * . نامه‌هاى على بن عيسى به مونس پى در پى رسيد كه زودتر به جلوگيرى حسين بپردازد . پس مونس [ خادم ] بر شتاب افزود و چون به حسين نزديك شد ، هارون دبير حسين بيامد و گفتگوها كردند كه مونس آنها را براى على بن عيسى نوشت كه : هارون دبير حسين نامه‌اى بلند از وى آورد ، كه از آغاز تا انجام بر گردان همهء بندهاى آن چنين است كه : « انگيزهء سركشى و گسيختن پيمان دوستى و پيروى او همانا دگرگونى است كه در رفتار وزير بزرگوار با او رخ نموده كه او را ترسانيده بود ، زيرا وعده‌ها كه داده بود انجام نداد ، پس او از مردان عشيرت خود و ديگر قبيله‌هاى عرب سى هزار تن آماده كرد » و نيز نوشت : « من از فرستادهء حسين خواستم پيام و خواست راستين او را بگويد ، او گفت : از شما مىخواهد اگر « حران » جاى سپاه را دارد بمانيد ، و دربارهء او به وزير ( خدا يار او باشد ) بنويسيد ، كه كار بخشها را از او بگيرد تا در خانهء خود بنشيند و كارگزارى « ديار ربيعه » را به برادرش [ 2 ] واگذار كند » . من به فرستاده گفتم : اين درخواست ناپذيرفتنى است ، وزير در نامه‌هايش پى در پى دستور تسليم شدن تو را مىدهد ، سرپيچى از آن و نامه نوشتن به وزير دربارهء آن ، ناشدنى است ، چيزى نمىتواند مرا از دستور وزير باز دارد . اكنون اگر

--> [ ( 1 - ) ] M : متن : عن الغزاة الصائفة . تابستان كه مردم براى هواى خنك به شمال مىرفتند ، به جنگ مذهبى نيز مىپرداختند . [ ( 2 - ) ] M : شايد ابو الهيجاء عبد الله يا ابراهيم را خواسته كه در به نمايش گذاردن برادر خود خود در بغداد شركت داشتند - خ 5 : 104 - 105 .