أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

60

تجارب الأمم ( فارسى )

وزير ابن فرات را براندازد و محمد بن عبدون [ 1 ] را بجاى وى بگمارد . او اين پيشنهاد را به مقتدر نيز داده و مالى بسيار در اختيار او نهاده بود و بنى بن نفيس [ 2 ] را به اهواز فرستادند تا محمد بن عبدون را بىاجازت ابن فرات به بغداد آورد . بنى چنين وانمود كرد كه براى گرفتن دارائى عباس بن حسن كه در بصره سپرده بود رفته است . هنوز محمد بن عبدون به « واسط » نرسيده بود كه خبر به ابن فرات رسيد . ابن فرات به مقتدر گفت : سوسن انديشهء براندازى تو و سپس مرا دارد ، او از بزرگترين ياران ابن معتز بود و چون به سر پرده‌دارى او نرسيد از او برگشت . پس مقتدر اجازت دستگيرى و كشتن او را داد ، كه همان روز به دست تكين خاصه ، كه نامزد سرپرده‌دارى بود كشته شد [ 3 ] . سپس وزير [ ابن فرات ] كسى را براى دستگيرى محمد بن عبدون فرستاده او را در راه دستگير و به دار السلطان زندانى و از نو مصادره كرده به مونس خازن سپرد تا او را بكشت . ابو الحسن على بن عيسى كه در واسط بود نگران شده به وزير نامه نوشته سوگند ياد كرد كه با محمد بن عبدون دشمنى ديرين دارد ولى چون راستگو است ، مىگويد كه محمد بن عبدون از جان خود بيزار نبود * كه براى وزير شدن بكوشد ، او پس از فتنهء عبد الله بن معتز هميشه به انديشهء جان خود بود . سوسن اين نقشه را دور از آگاهى او ريخت . على بن عيسى [ 4 ] در نامه‌اى خواستار شد كه وزير او را به مكه تبعيد كند تا از بدگمانى رها باشد و سلطان او را فراموش كند . ابن فرات پذيرفت و او را از واسط ، به راه بصره با خوشى روانه مكه نمود . على بن عيسى اين نامه را براى رهائى محمد بن عبدون از مرگ نوشته بود ، خدا پاداش نيك انديشى او را داد و چون اجل محمد بن عبدون رسيده بود ، كوشش على بن عيسى ، نتوانست به

--> [ ( 1 - ) ] M : مردى كه در كودتاى ابن معتز عهده‌دار ديوان بازرسى شد ص 50 . [ ( 2 - ) ] M : او داماد ( شوهر دختر ) فاطمه قهرمانهء دربار بود ( خ - 5 : 81 ) . [ ( 3 - ) ] ن . ك : كتاب « الوزراء » : 138 . [ ( 4 - ) ] M : فرمانده پليس بغداد ص 53 .