أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
87
تجارب الأمم ( فارسى )
[ اردشير بهمن ] پس از گشتاسب ، پادشاهى به اردشير بهمن رسيد . دستش به همه سوى رسيد [ 1 ] كشورها را به نيرو بگرفت ، چنان كه سرانجام اقليمها همه از آن خويش كرد . در سواد شهرى بساخت كه به همينيا [ 2 ] شناسندش . وى پدر دارا [ ى بزرگ [ 2 ] ] و پدر ساسان است كه ساسان خود پدر پارسيان پسين : بابك و پسران اوست . بهمن پور اسفنديار ، بزرگ منش و فروتن و پسنديده خوى بود . وى در آغاز نامههاى خود چنين مىنوشت : - « از اردشير بهمن بنده و كارگزار خدا و كاردار شما . » [ 34 ] گويند : وى با هزار هزار سپاهى به جنگ روم درونى [ 3 ] رفت ، و شاهان روى زمين به وى باژ مىدادند . وى سرانجام بمرد و پسرش دارا [ ى بزرگ [ 4 ] ] در شكم مادر بود ، از اين روى ، دخترش هماى [ 5 ] را به پاس پدر به پادشاهى برداشتند . وى از بزرگترين شاهان ايران و در كارسازى از برترينشان بوده است . وى را نوشتهها و نامههاست كه از نامههاى اردشير و اندرز او [ 6 ] بالاتر است . معنى بهمن نيك پندار است . [ هماى ] آن گاه ، هماى ، دختر بهمن كه داراى بزرگ را هم از وى در شكم مىداشت پادشاه شد . هماى از پدر خواست كه تاج پادشاهى را به نام فرزندى كه وى در شكم داشت كند و وى را از ديگران پيش دارد . بهمن چنين كرد . ساسان پور بهمن كه در آن هنگام مردى بود خويشتن را براى پادشاهى آماده مىساخت و آن را بىگمان از آن خويش مىدانست . از
--> [ ( 1 ) ] در متن : انبسطت يده . از همين روى وى را دراز دست ( طويل الباع ، طويل اليدين ) گفتهاند . ماكروخير MaKroxeir در پلوتارك و مقروشير كه در بيرونى آمده است نيز به همين معنى است . ( نگاه كنيد به طبرى 2 : 486 ، بيرونى ، الآثار الباقية ص 11 ) . [ ( 2 ) ] همينيا . طبرى ( 2 : 687 ) گويد : و آن را آزاد اردشير نام كرد . آبادى بزرگى در كنار دجله و بالاى نعمانيه . ( مراصد الاطلاع ) . [ ( 3 ) ] الرومية الداخلة ، در متن . [ ( 4 ) ] افزوده از نسخه ملك . [ ( 5 ) ] در متن : خماى . در طبرى ( 2 : 688 ) و پانوشتهاى آن : خمانى ، هماى ، خماى ، كه برابر است با هماك : فرخنده ، خجسته . ( حواشى برهان ) . [ ( 6 ) ] متن اندرز اردشير را در همين بخش كتاب ( ص 114 ) مىبينيد .