أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

86

تجارب الأمم ( فارسى )

[ تبّع پور زيد ] پس از ياسر ، پادشاهى به تبّع رسيد . وى همان تبان است ، يا بو كرب پور مليكيكرب ، تبّع پور زيد ، پور عمرو ، پور تبّع ذو الاذعار ، پور ابرهه ، پور ذو المنار ، پور رايش ، پور قيس ، پور صيفى ، پور سبا . اين تبّع به روزگار گشتاسپ و اردشير بهن پور اسفنديار پور گشتاسپ بوده است . وى از جاى برون شد و بتاخت تا به انبار و موصل و آن گاه به آذربايگان رسيد . در آذربايگان با توران ديدار و نبرد كرد و آنان را بشكست . رزمندگان را بكشت و زنان و فرزندان را برده كرد . روزگارى در آن جاى بماند . شاهان از وى بشكوهيدند و پيشكش به نزد وى مىبردند . فرستادهء هند نيز پيشكش‌ها و ارمغان‌هاى ناديده و نو از ديبا و مشك و جز آن ، به نزد وى بياورد و تبّع چيزها بديد كه مانندش را هرگز نديده بود . تبع به فرستاده هند گفت : - « شگفتا ! اين همه در كشور شماست ؟ » فرستاده گفت : - « نيك نام مانى [ 1 ] ، آن چه بينى اندكش در هند و بسيارش در چين است . » و از كشور چين و پهناورى سرزمين و فراوانى نواختها و شگفتيهاى آن براى وى بگفت . تبّع كه اين سخن بشنيد سوگند خورد كه چين را بگشايد . پس ، با حميريان سوى چين بتاخت و با سپاهى گران به چين درآمد ، چنان كه جنگندگان چين را بكشت و آن چه ديد بروفت . گويند : رفتن و ماندن‌اش در چين و باز آمدن در هفت سال بوده است . وى دوازده هزار سوار حميرى را در تبّت نهاد كه تبّتيان امروز همانهايند كه از تازيان‌اند و اندام و رنگ تازيان دارند .

--> [ ( 1 ) ] در برابر « أبيت اللعن » . درودى است آفرين‌گونه كه بر شاهان تازى مىگفته‌اند . ابن منظور در لسان العرب گويد : يعنى ، سرباز زنى از كردن كارى كه بدان نكوهش و نفرين‌ات كنند . كه : ستوده باشى يا ، دشنام از تو دور باشد . يا ، سزاوار نفرين نشوى .